جوابیه دکتر مهرابی به نامه دفتر دکتر جعفرپور + سند

Amir Hamzeh Mehrabiرویدادشهر: پس از انتشار مقاله‌ی دکتر امیرحمزه مهرابی با نام «چه کسانی را برای شورای شهر گراش انتخاب کنیم؟» در سایت رویدادشهر و «ده نکته برای انتخابات شورای شهر گراش» در سایت گریشنا، دفتر نمایندگی دکتر جعفرپور در گراش جوابیه‌ای را برای سایت گریشنا ارسال کرد. دفتر جعفرپور مدعی شده بود دکتر مهرابی در این مقاله به وی اتهام وارد کرده است.

امیرحمزه مهرابی، که فارغ‌التحصیل دکترای مدیریت استراتژیک است، بار دیگر قلم به دست گرفته تا از سراسیمگی جوابیه‌ی دکتر جعفرپور رمزگشایی کند.

امیدواریم در خلال این گفت و گوها، زمینه برای حل مسائل منطقه و به خصوص شهرستان گراش فراهم شود. همچنین به این نیز امیدواریم که برخی رسانه‌ها دست از شیطنت برداشته و فضایی مناسب را برای انتشار اندیشه‌ی صاحب‌نظران شهر گراش فراهم نمایند.

در ابتدای این نوشتار که گویا برای سایت گریشنا نیز ارسال شده است، خطاب به مدیر محترم سایت گریشنا، خواسته شده تا پاسخ ایشان به نامه دفتر دکتر جعفر پور بدون دخل و تصرف منتشر شود.

همچنین طبق گفته‌ی دکتر مهرابی، در ضمیمه‌ی این یادداشت، تنها ۳ سند از ۱۰ سند موجود در رابطه با پیگیری‌های اداره ثبت اسناد گراش، برای روشن‌تر شدن اذهان عمومی منتشر می‌شود.

به نام خدا
رمز گشایی از یک سراسیمگی

در پاسخ به مقاله این‌جانب با نام «ده نکته برای انتخابات حساس شورای شهر» جوابیه‌ای از سوی دفتر جناب آقای دکتر جعفرپور در گراش به امضاء خلیل غلامی و در سایت گریشنا منتشر گردید. از اینکه فرهنگ اظهار نظر کتبی در رسانه‌های گراش رواج پیدا می‌کند، جای بسی خوشحالی است و آن‌را به فال نیک می‌گیرم. یکی از لوازم جامعه پیشرفته، وجود فضای اظهار نظر آزادانه با نگرش‌های گوناگون می‌باشد. طرح دیدگاه‌های مختلف در جامعه، موجب افزایش آگاهی و بصیرت می‌گردد. از اینکه این دفعه ( بر خلاف انتخابات قبلی) به‌جای تهدید و ارعاب رسانه‌ها و اجبار آنها به حذف مطالب غیر همسو با خود، در صدد پاسخ برآمده‌اند، نشان از تحولی خوشایند و رو به جلو برای تحقق و پذیرش قواعد مردم‌سالاری و آزادی بیان در منطقه دارد.
در صورت تداوم این حرکت رو به جلو، انتظار می‌رود در دفعات بعد، ضمن افزایش تعداد اظهار نظرهای مکتوب، از انعکاس روحیه تهدید و ارعاب دیگران و در کلمات و واژه‌ها کاسته شود.
در هر حال به مدیران رسانه نیز تبریک عرض می‌کنم که با سعه صدر و تحمل ناملایمات و با به جان خریدن فشارهای گوناگون، زمینه این پدیده مبارک را فراهم ساختند. از دفتر جناب آقای جعفرپور نیز به‌خاطر ارسال پاسخ مکتوب قبل از عملی ساختن تهدیدات‌شان تشکر می کنم.
در نامه مذکور که به احتمال قوی به دستور نماینده محترم و توسط یکی از همشهریانش نوشته شده، نکاتی وجود دارد که نیاز به پاسخ و توضیح دارد. از این رو برای تنویر افکار عمومی مواردی را عرض می‌کنم:
۱ـ انتظار می‌رود کسی که در جایگاه  نمایندگی مجلس یا هر مسئولیت اجرایی قرار می‌گیرد،  با آرامش و سعه صدر،  نظرات، دیدگاه‌ها ،مطالبات و حتی انتقادات افراد عادی را بشنود ودر صورت نیاز به پاسخ، با استفاده از ادبیات مناسب، آن را اصلاح یا رد کند. اینکه از همان ابتدا با توپ و تشر و توهین و تحقیر، در صدد خفه کردن هر صدایی ولو نصیحت مشفقانه (که احیانا با منافع آنان همخوانی ندارد) باشند و هر خواسته یا نقدی را به اتهام تشویش اذهان عمومی سرکوب کنند، پدیده عجیبی است که ده‌ها سال است، منسوخ شده است.

 

۲ـ البته اینکه برخی از همسایگان ما اگر به قدرت  برسند و بر مسند قدرت تکیه بزنند، تحمل شنیدن یک اظهار نظر معلمی ساده را نخواهند داشت، همان چیزی است که از قبل به عزیزان هشدار داده بودم که نماینده «آن شهر» با «این شهر» فرق می‌کند. در گذشته اگر در مجامع رسمی و عمومی و در رسانه های مکتوب و سایبری و بلندگوی عمومی به گراش و نماینده برخاسته از آن توهین و فحاشی می‌شد، مانعی نداشت و کسی نیز در صدد برخورد قضایی با آنان بر نمی‌آمد ولی آن آقایان (حتی نیروهای فرهنگی و تحصیل کرده اشان) تحمل شخص یا صدای مخالفی را ندارند. بررسی حوادث سال‌های اخیر و تاریخ چند دهه قبل در برخورد آنان با کاندیدا و نماینده بر آمده از سایر شهرها، گویای این حقیقت است.
۳ـ من در مقاله خود هشدار داده‌ام که احتمالا قضیه محدوده به نفع لار و به ضرر گراش فیصله خواهند داد. ولی اینان به جای رد این نظر و اثبات حسن نیت خودشان، تنها با بکار بردن الفاظ ناپسند، بنده را تهدید کرده‌اند.
آیا بهتر نیست به جای این همه فحش و تهدید، برای بطلان این فرضیه‌ی بنده، نماینده محترم شخصا در یک اطلاعیه رسمی اعلام کند که «نماینده مجلس و سایر مسئولین لار به هیچ وجه چشم‌داشتی به محدوده‌ی شهرستان گراش نداشته و ندارند و حق مردم گراش را در قضیه محدوده پایمال نخواهند کرد. در تعیین محدوده نیز اسناد ثبتی دهه چهل (که از بال سرخ جزء محدوده گراش قلمداد شده) به رسمیت شناخته و ملاک عمل قرار خواهد گرفت و در مجامع رسمی از این حق گراش حمایت می کنیم».
در این صورت منتظر می‌مانیم تا ببینیم در عمل چه اتفاقی می‌افتد. اگر حقوق گراش رعایت شد، مطمئنا همه مردم گراش قدردان این عمل نماینده خواهند بود و بنده نیز به نوبه خود از ایشان تشکر کرده و دعاگوی ایشان خواهم بود و با شهامت به غلط بودن تحلیل خود اذعان خواهم کرد.
۴ـ در سراسرمتن جوابیه دفتر جعفرپور، یک نوع برآشفتگی و سرآسیمگی به چشم می‌خورد. به احتمال قوی این عصبانیت، ناشی از افشاء این طرح مخفیانه است نه سایر مطالب مقاله. لذا نویسنده محترم با زیرکی تلاش کرده است با دامن زدن به مباحث حاشیه‌ای و بر پا نمودن گرد و غبار، عمدا توجه مردم و خوانندگان را از «بحث محدوده» منحرف سازد. در صورتی که محوری‌ترین موضوع این مقاله، همان بحث محدوده است. ولی به هیچ وجه به آن پرداخته نشده و پاسخی نیز برای آن ارائه نگردیده است.
 البته من به ایشان حق می‌دهم که اینگونه برآشفته گشته و عنان قلم و سخن از کف بدهند و به جای ارائه پاسخی قانع کننده، دیگران را به داغ درفش تهدید کند. (دعوا سر لحاف ملاست) و گرنه انتقاد از کم‌کاری یا مانع تراشی یک نماینده و مسئول امری عادی است و این همه عصبانیت ندارد.
۵ـ در بخش دیگری از نامه آمده است که «چه کسی به نویسنده، این وکالت را داده که طلبکارانه از سوی مردم گراش و سایر شهرها سخن بگوید؟» و در پایان همان پاراگراف، نویسنده مقاله را تهدید کرده‌اند که «بنابراین لازم است حد خود را نگه دارد و پا (را) از گلیم (خود) فراتر ننهد!!
عجب!! باور نمی‌کردم با این سرعت یکی از فرضیه‌های من اثبات شود. تا کنون سابقه نداشته است که حکم صادر شود که همه باید خفه شوند و هیچ کس حق ندارد مطالبه‌ای داشته باشد، جز وکیل و نماینده رسمی مردم!!
اتفاقا بکار گیری این نوع ادبیات انحصار گرایانه، تأییدی است به پیش‌بینی بنده که نوشته بودم «شواهد نشان می‌دهد که اینان به کسی جز نمایندگان رسمی گراش (اعضای شورای شهر) اجازه دفاع از حقوق مردم نخواهند داد. پس مردم گراش بایستی هوشیار باشند و کسانی را انتخاب کنند که بتوانند از منافع همشهریان خویش دفاع نمایند.
برخی از دوستان این نظر بنده که «این آقایان اجازه اظهار نظر در مورد محدوده را به هیچ کس نخواهند داد» را خیلی بد بینانه ارزیابی می‌کردند. ولی جالب است که خود این عزیزان با خواندن پاسخ دفتر جناب جعفرپور، به من زنگ زدند و گفتند به هیچ وجه تصور نمی‌کردیم یک نیروی تحصیل کرده و فرهنگی مثل نماینده فعلی این‌چنین در صدد بستن دهان‌ها و شکستن قلم‌ها برآید!! به او گفتم: خدا کند سایر پیش‌بینی‌ها و هشدارهای من در این مقاله و مقالات قبلی در مورد نیت آقایان، غلط از آب در بیاید و هیچ‌گاه محقق نشوند؛ و ترجیح می‌دهم بجای اینکه شاهد پایمال شدن منافع همشهریانم باشد، من ضایع شوم و فرضیه‌هایم باطل گردند.

 

۶ـ در نامه دفتر جعفرپور به مردم چنین القاء می‌شود که اصلی‌ترین و مهمترین خواسته و نیاز مردم «استقرار ادارات» می‌باشد. واقعا فکر می‌کنید، مشکل اصلی مردم راه‌اندازی یک اداره در گراش است؟!! اگر راست می‌گویید طرح‌ها و پروژه‌های کلان اقتصادی ـ آموزشی را برای گراش برنامه‌ریزی و اجرا نمایید.
اما در جای دیگر این نامه، حقیر را تهدید کرده‌اند که شما حق ندارید خود را قیم مردم دانسته و از سوی آنان سخن بگویید.
من هیچوقت و هیچ کجا (از جمله در این مقاله) ادعا نکرده‌ام که من به نمایندگی و از سوی مردم این مطالب را می‌نویسم. مگر بنده به‌عنوان یک شهروند عادی حق ندارم نظر خود را بیان کنم؟
 اما شما که ادعای نمایندگی مردم را دارید چرا خود را به غفلت زده و خواسته‌های آنان را نادیده می‌گیرید؟
من از شما سؤال می‌کنم «خواسته اصلی مردم گراش که به صورت شفاهی و کتبی توسط هیأت امنای هر دو محله و روحانیون شهر مطرح شده چیست؟ آیا بحث محدوده نبوده است؟!! (آیا نوار صوتی و تصویری ملاقات حضوری مردم با جعفرپور و درخواست‌های مکتوب آنها که در رسانه‌ها منتشر شده را نیز انکار می‌کنید؟)
آقایان مدعی نمایندگی مردم!! در نوشته‌های من خواست قلبی و اصلی همشهریانم مطرح شده یا در نوشته شما؟؟ پاسخ را به خود مردم واگذار می‌کنم.

 

۷ـ نویسنده در این نامه سعی کرده با انتشار کپی یک نامه از آقای جعفرپور به آقای الهام در خصوص راه‌اندازی اداره ثبت، اثبات کند که ایشان چه خدمات ارزنده‌ای را برای مردم گراش انجام داده است!! ولی معلوم نیست اصلا این نامه ارسال شده یا به دست مخاطب رسیده است؟ اگررسیده، مراجعه و پیگیری و اصراری صورت گرفته یا نه؟ آیا نمی‌توان ده‌ها نامه از این دست نوشت و بر روی سایت قرار داد؟ ولی ما خوشبینانه فرض می‌کنیم این نامه و نامه‌هایی از این دست واقعا نوشته‌اند و برای مبادی ذیربط نیز ارسال کرده‌اند. با این وصف، پیگیری مشکلات حوزه انتخابیه، وظیفه یک نماینده است و هیچ منتی بر مردم ندارد؛ زیرا اگر چنین نکند، حقوق دریافتی از این بابت نیز شبهه‌ناک می‌شود.
اما افرادی که با الفبای فعالیت‌های اجرایی آشنا هستند، می‌دانند که هیچگاه نوشتن یک نامه، منجر به نتیجه نشده و نمی‌شود. برای به ثمر نشستن یک کار، نیاز به پیگیری‌ها و مراجعات متعدد و خسته کننده دارد. اما عده‌ای همچنان از این شگرد نخ‌نما شده استفاده می‌کنند. اما باید بدانند، این نوع مکاتبات که معمولا برای رفع تکلیف و بستن دهان مردم و ارائه بیلان کار صورت می‌گیرد، شاید عده قلیلی را برای مدتی کوتاه راضی کند ولی در دراز مدت ناکارآمدی خود را نشان خواهد داد .
– آیا به جای ارائه یک کپی نامه برای رد ادعای بنده و اثبات حسن نیت نماینده محترم، بهتر نبود به این سؤالات مردم پاسخ داده می شد که :
الف ـ چه کسی با آوردن دستگاه سی تی اسکنی که با پول خود مردم گراش تهیه شده بود مخالفت می‌کرده است؟
ب ـ چه کسی مانع ارتقاء دانشکده علوم پزشکی گراش به دانشگاه است؟
ج ـ چه کسی در راه اخذ مجوز و راه‌اندازی دانشگاه علوم قرآنی و چند پروژه دیگر سنگ‌اندازی کرده و می‌کند؟
مردم ما جواب این‌ها را بخوبی می‌دانند و نیازی به پاسخ من و شما ندارند.

 

۸ـ نکته دیگری که بنا نداشتم فعلا به آن بپردازم ولی گویا دفتر آقای جعفر پور عجله دارد این است که، اگر سند و مدرکی دارم آن را منتشر سازم وگرنه چنین و چنان خواهند کرد و سیه روی شود آنکه در او غش باشد و …
اولا ـ توصیه می‌کنم یک بار دیگر سوالات بخش قبل را مرور نمایند.
ثانیا ـ خوب است به اطلاع این عزیزان برسانیم که ما اگر هیچ سند دیگری مبنی بر قصور و بی‌عدالتی جعفرپور در پیگیری مشکلات شهرهای غیر لار به‌ویژه گراش در اختیار نداشته باشیم (که داریم)، همین یک سند که خودشان زحمت کشیده‌اند، کار ما را راحت کرده و ضمیمه نامه اشان فرموده‌اند؛ برای اثبات ادعای حقیر کافی است.

در این نامه که به تاریخ ۱۳/۱۰/۹۱ نوشته شده از آقای الهام خواسته شده است که تعداد ۱۰ نفر ردیف استخدامی را برای اداره ثبت گراش اختصاص دهند. (لینک نامه جعفرپور به الهام)
 اگر مردم عزیز دقت بفرمایند، تاریخ نگارش این نامه ۹۱/۱۰/۱۳ می‌باشد. یعنی تقریبا یکسال پس از اینکه آقای جعفرپور بر کرسی مجلس تکیه زده‌اند، برای خالی نبودن عریضه، نامه‌ای را (با توضیحاتی که در بالا عرض شد) برای حل مشکل اساسی و زیر بنایی!! شهرستان گراش (اداره ثبتی که قبلا مجوز آن گرفته شده است)  نوشته‌اند. در حالی که طبق اسناد ضمیمه همه مراحل اخذ مجوزاز طریق معاونت منابع انسانی رئیس جمهور(دکتر فروزنده)  و سایر مسئولین توسط آقای حسنی اخذ و حتی محل تامین آن معین شده بوده است.
Image_00002البته لطفی که ایشان در حق گراش کرده اند این است که تعداد ردیف استخدامی را از ۱۵ نفر به ۱۰ نفر تنزل داده اند و حدود یکسال روند راه‌اندازی این اداره را کند کرده‌ا ند!!
لابد ایشان هیچ قصد سوئی نداشته که تعداد ردیف استخدامی مصوب را کسر کرده اند فقط  دلشان برای گراشی ها سوخته که شاید ۱۵ نفر در یک اداره جایشان تنگ می شده و خواسته اند راحتر کار کنند.

واقعا سالی یک نامه نوشتن برای یک شهرستان(حتی با فرض اینکه واقعا قصدشان خیر بوده) ، زور فیل می خواهد و دل شیر. به این می گویند رفتار عادلانه و نگاه برابر به همه حوزه انتخابی !! واقعا باید به این نماینده، خسته نباشید گفت که چطور با جان و دل برای گراش که (حقیقتا او را به مجلس فرستاده) کار می کند؟! شما تصور می‌کنید برای بیرم و اوز چه خواهد کرد؟ لابد اوز و بیرم را شهرستان کرده و ما خبر نداریم. حتما با زحمت و مشقتی که ایشان برای گراش می‌کشند، به زودی شهرمان گلستان می‌شود. لذا (به تعبیر نامه جعفرپور)، مردم گراش نیز «باید خود را وامدار و رهین منت» این نماینده بدانند!!

 

۹ـImage_00001ـ یکی از جالب‌ترین قسمت‌های نامه دفتر نماینده (از قول جعفرپور) این است که ادعا شده،  آقای نماینده تلاش‌های فراوانی انجام می‌دهند تا با «استقرارادارات، گراش به صورت واقع نه روی کاغذ به شهرستان تبدیل نمایند» !!
نویسنده سعی داشته به مردم گراش القاء کند که تا کنون شهرستانی گراش فقط بر روی کاغذ بوده وآقای جعفرپور است که می‌خواهد تمامی ادارات گراش را راه اندازی کند.!! واقعا باید به میزان اطلاعات و انصاف اینان تبریک گفت. 
این ادعای عجیب نیاز به پاسخ ندارد . مردم ما خود در راه اندازی تک تک این ادارات سهیم بوده اند ، با شور و شعف اخبار ارتقا و راه اندازی آنها دنبال می کرده اند . در مراسم افتتاحیه ها شرکت نموه اند . روزانه ساختمان های قد برافراشته ادارات را نظاره گرند و امورشان را با مراحعه به آنها انجام می دهند . جواب این ادعا را به خود همشهریان عزیز واگذار می کنم.
اما خوب است این آقایان بدانند به کوری چشم حسودان تقریبا تمامی ادارات به همت نماینده سابق ، استاندار محترم و فرماندار کوشا و با حمایت همه جانبه مردم،  قبل از نمایندگی آقای جعفر پور ارتقاء یافته یا تاسیس شده است . اداره ثبت نیز با اخذ مجوز توسط آقای حسنی و مساعدت استاندار (با جابجایی ردیف استخدامی یکی از ادارات) و پیگیری فرماندار در حال راه اندازی است.
در حالی که از زمان تشریف فرمایی آقای جعفرپور نه تنها هیچ طرح اساسی و زیر بنایی برای گراش پیگیری نشده ، بلکه اقدامات کوچکی مثل راه اندازی پخش دیجیتال وپلیس( + ۱۱۰)که دیگران دارند پیگیر می کنند، تاکنون به جایی نرسیده و از دو اداره باقی مانده نیز ، از  «تامین اجتماعی» که هیچ خبری نیست و نحوه حمایت ایشان از راه اندازی «اداره ثبت»  هم که  توضیح داده شد.
 
۱۰Image_00001_1ـ اما مانور اصلی نویسندگان نامه دفترجعفر پور و (به تعبیر برخی دیگر) علت این همه عصبانیت‌شان این است که در مقاله‌ی من از دو صفت (خود باخته و بزدل) استفاده شده است . لذا با مستمسک قرار دادن این دو واژه، به خود اجازه داده اند که هر چه دلشان می خواهد و با هر واژه ای ناپسندی که بلدند به حقیر بتازند. در حالی که تلاش کرده اند مخاطب این واژه ها، با سپر قرار دادن دیگران مخفی نگه دارند.
نویسنده در این نامه تلاش کرده است که اثبات کند، من به گروهی از مخالفین خود!! که از سوی اکثریت مردم و روحانیت اصیل مورد حمایت و تأیید هستند، با دو صفت فوق توهین کرده‌ام. به این آقایان توصیه می کنم، یک بار دیگر مقاله بنده را بخوانند. من کجا، به گروهی که از سوی اکثریت مردم و روحانیت حمایت و تأیید می شوند جسارت کرده ام؟
 من گفته‌ام «ممکن است موضوع محدوده گراش مخفیانه و بی سرو صدا، با حضور برخی افراد خود باخته و بزدل به نفع لار و به ضرر گراش فیصله دهند.»
الف ـ سؤال من این است، اگر افرادی پیدا شوند که بخواهند بی سر و صدا و مخفیانه در مجلسی حاضر شوند و محدوده گراش را به ضرر همشهریان خود و به نفع لار حراج کنند، آیا اکثریت مردم و روحانیت اصیل از آنان حمایت کرده و به آنان مدال شجاعت خواهند داد؟ آیا از آنان بعنوان قهرمانان ملی یاد خواهند کرد؟ مگر موضع گیری قاطعانه روحانیون شهر و هیات امنای مساجد و سایر نخبگان به گوشتان نرسیده است؟
من برای رعایت ادب، به این افراد صفت خود باخته و بزدل داده‌ام ولی اگر از مردم بپرسید «به چنین افرادی که برای منافع خود و رسیدن به پست و مقام حاضرند حقوق مردم را پایمال کنند، چه صفتی نثارشان می‌کنید؟» چه جوابی می دهند؟ حاضرم شرط ببندم، «ازهر پیر و جوانی، هر مرد و زنی در هر محله و کوچه ای بپرسیم که شما به چنین افرادی چه خواهید گفت و با آنان چگونه رفتار خواهید کرد؟» اگر الفاظی رکیک و پاسخی بسیار زشت و زننده برای چنین افرادی پیشنهاد نکردند؟ حاضرم همه حرف های شما را بپذیرم و به شما جایزه بدهم.
دفتر جعفرپور به چه حقی عده ای از مردم شریف گراش را به چنین عمل خیانت باری متهم می کند؟ کدام گروه از مردم (که شما پشت سر آن ها مخفی شده‌اید) حاضرند شهرشان را بفروشند؟؟ تا شما نتیجه بگیرید که مخاطب من گروهی از مردم گراش هستند که از سوی اکثریت مردم و روحانیت حمایت می شود؟؟ آقای نویسنده!! اگر موضوع محدوده در حضور گروهی زیادی از مردم (که می‌گویید به آنها توهین شده) مطرح شود، که دیگر مخفیانه و بی سر و صدا نمی شود!!
 شما دل‌تان برای مردم ما نمی‌سوزد. شما می خواهید قبح این عمل زشت را بشکنید تا راه خیانت را برای خیانتگران هموار سازید. ولی مردم غیور گراش از هر دو محله اجازه چنین کاری را به هیچ کس نخواهند داد.   
ب ـ سؤال دیگر من آن است که چرا برخی، این صفات را به خود می گیرند؟ مگر آنان مصداق این افراد هستند؟ چرا وقتی به افرادی که ممکن است به شهر خود خیانت کنند، چیزی گفته می شود، آنان ناراحت می شوند؟ انتظار می رود این عزیزان گردن خود را برافراشته نگه دارند و بگویند: ما هم مثل همه مردم مقابل چنین افرادی می‌ایستیم و اجازه چنین خیانتی به شهرمان را به هیچکس نخواهیم داد.
ج ـ اما سوال سومی که از آنان دارم این است که،  باز در اینجا بحث محدوده مطرح است و مخاطب من کسانی هستند که ممکن است در بحث محدوده به معامله ی پشت پرده بپردازند، ولی چرا در اینجا نیز آقایان عمدا هیچ اشاره ای به بحث محدوده نکرده‌اند؟!! و برای انحراف افکار عمومی تلاش کرده اند تا چنین القاء کنند که منظور بنده گروهی هستند که مثلا به فلان کس رأی داده اند. در حالی که بخوبی واضح است که عتاب من با خیانت کاران احتمالی بوده و هست. چیزی که نه تنها کتمان نمی کنم بلکه با صدای بلند آن را جار می زنم.

 

۱۱ـ در سراسر نامه دفتر جعفرپور در پاسخ به مقاله بنده تعابیری بکار رفته که از پاسخ دادن به آن پرهیز می کنم و کسی را هم تهدید و تحقیر نمی کنم؛ فقط با عرض معذرت ازاهل ادب و معرفت، برخی از این واژه های بکار رفته در نامه محبت آمیز با ادبیاتی فاخر ازطرف نماینده فرهیخته و خطاب به بنده را برای یادآوری می آورم:
«تشنج آفرین؛ ۲بار»، «مصادره کننده نتیجه انتخابات به نفع گروه خود»، «تندرو»، « افراطی»، «اعمال کننده فشار و تهدید»، «فتنه انگیز»، «اقلیت تندرو؛ ۳بار»، «مخالف نظرعموم مردم»، «تفرقه افکن»، «کوبنده بر طبل تشنج و التهاب»، «سیه روی»، «غش»، «دروغگو»، «مشوِش اذهان عمومی»، «دامن زننده به التهابات اجتماعی»، «اتهام زننده»، «توهین کننده به مردم»، «ملتهب کننده فضای انتخابات»، «اقلیت مطرود از جانب مردم»، «تحریک احساسات ناسیونالیستی»، «نشر اکاذیب»، «طلبکارانه»، و …
جالب است وقتی با خودکار قرمز، پاره خط هایی را  زیر این الفاظ  نازیبا کشیدم، به سطور طولانی تبدیل شدند که کل نوشته را فرا گرفت!!
آیا این است جواب یک مقاله عالمانه که شرایط کاندیداهای شورای شهر را در قالب ده نکته بیان می کند و بر رعایت اصول چهارگانه( اعلام شده از سوی مقام عظمای ولایت )  پاکدستی ، داشتن تعهد و تخصص و شجاعت و دوراندیشی پای می فشارد؟
۱۲ـ سخن پایانی
جناب آقای دکتر جعفرپور! شنیده ام شما فرهنگی و دانشگاهی هستید و از این جهت همکار محسوب می شویم. به اطلاع حضرتعالی می رسانم که بنده با اغلب مسئولین و نمایندگان لاری مجلس آشنا بوده و مراوداتی داشته ام. هیچکدام‌شان (حداقل در ظاهر) در تعاملات و مکتوباتشان از ادبیات مشابه این نامه شما استفاده نمی‌کرده‌اند. از شما توقع بیشتری داشتم. تهدید به پیگیری قضایی و نثار کردن سیل واژه های ناپسند به یک شهروندی که نکاتی به نظرش رسیده و احیانا به قول نویسنده، مطالبات طلبکارانه‌ای داشته، برای یک استاد دانشگاه زیبنده نیست. هر چند حمل بر صحت کرده و تلاش می کنم به خود بباورانم که اصل جواب دادن به مقاله من با شما هماهنگ شده ولی عین نامه و تعابیر بکار رفته در آن شما ندیده اید. چرا که در غیر این صورت، برای شما و خودم بعنوان یک دانشگاهی متاسفم.
آقای دکتر! خوب است بدانید؛ سال‌هاست از زمان بازنشستگی‌ام گذشته ولی متأسفانه همچنان محول شدن کارهای اجرایی به حقیر، مرا از پرداختن به امور مورد علاقه‌ام که نویسندگی و کشاورزی است، باز داشته است. دست و پنجه نرم کردن با بیماری قلبی و کلیوی مزید بر علت شده است که بدنبال فرصتی باشم تا مشغله کاری و ذهنی ام را کاهش بدهم و عمر باقی مانده را صرف امور معنوی کنم. بسیاری از همکاران و همکلاسی های من (از جمله مرحوم نخبه‌الفقهایی) به دیار باقی شتافته اند. اگرخدا کمک کند به دنبال مقام و دنیا هم نیستم چرا که همه اینها را تجربه کرده ام و انگیزه ای برای باز تجربه ندارم. مال و منال دنیا هم به کمک خدا و دستان پینه بسته پدرم، اینقدر داریم که تا چندین نسل نیازشان را برطرف می سازد. ازاین رو نه در پی جلب منافعی هستم و نه به ادعای شما حزب و گروهی دارم که در اقلیت و اکثریت جا بگیرند.  
تهدید چنین کسی و عملی ساختن آن با بهره‌گیری از ابزار قدرت، بجز افزودن بر افتخارات شما و اسلافتان در حق خواص شهرهای همجوار، نتیجه دیگری در پی نخواهد داشت. ما را چه باک از زخم، که هنوز برای اجدادمان به سوگ نشسته‌ایم.
ولی آقای جعفرپور!! با این کارها مشکل شما با مردم حل نمی شود. مردم از شما کار صادقانه و دلسوزانه می خواهند. اگر شما خالصانه برای مردم همه شهرها کار کنید، نیازی به داغ و درفش پیدا نمی کنید. مردم قدر شناس خدمات خدمتگذاران حقیقی خود خواهند شد. چرا راه دوری برویم؟ مرحوم حاج آقای اسماعیلی (امام جمعه موقت سابق گراش) با تهدید و تطمیع در قلوب مردم جای نگرفته است. دوره نمایندگی مجلس در یک چشم بهم زدن تمام می شود و مردم در مورد شما، طرفداران‌تان و شهرتان قضاوت خواهند کرد. نوع قضاوت به عملکرد شما بستگی دارد.

                                                                والسلام علی عبادی الله الصالحین
                                                             امیر حمزه مهرابی
                    ۱۳۹۱/۱/۲۶

نوشته شده توسط رویداد شهر در سه شنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱:۵۱ ب.ظ

۴۱ نظر

نظر -49 - 0 از 41اولین« قبل بعد  » آخرین 
  1. 0

    با سلام.
    متن بسیار جالبی بود بالاخره یکی حرف دل ما را زد.فقط یک نکته را یاداوری کنم.تاریخ نامه۱۳ دی فکر کنم همون روزسفر استاندار به گراش بود و این یعنی از قول های استاندار ،نماینده ماهی خودشون را بگیرند و اداره ثبت را به نام خودشون کنند!

    1. 0

      مردم گراش به آدم های تندرو رای نمی دهند.

    2. 0

      لطفا لاری ها در گراش تفرقه افکنی نکنند

  2. 0

    چرا گریشنا مطلب دفتر آقای جعفرپور را منتشر میکنه ولی این مطلب را توی سایتش منتشر نمیکنه؟
    احتملا گریشنا باز هم روی خط ….

    1. 0

      برای گریشنا ارسال نشده است.

    2. 0

      با سلام
      در تماس سردبیر گریشنا با تحریریه رویدادشهر مشخص شد تا امروز ظهر و قبل از انتشار رسمی این یادداشت، جوابیه‌ی دکتر مهرابی برای این سایت ارسال نشده است.

    3. 0

      واقعاّ که

  3. +1

    احسنت بر شما که گل گفتی وحرف ودرد ودل ۹۸درصد مردم غیور گراش را زدی آقای دکتر مردم خیلی عاقل وآگاهند وحرف حق را میدانند آفرین بر شما خداوند شما را حفظ کند

  4. 0

    مرحبا به دکتر مهرابی

  5. 0

    زنده باشی دکتر مهرابی عزیز.سایه ات مستدام
    این مطلب خیلی جالب بود ” آقایان مدعی نمایندگی مردم!! در نوشته‌های من خواست قلبی و اصلی همشهریانم مطرح شده یا در نوشته شما؟؟ پاسخ را به خود مردم واگذار می‌کنم”
    خب چون بحث بر سر « نمایندگی» هست ، پس معلومه من چی میگم

  6. +3

    بیاین یک کاری کنیم :
    بگیم که حرفهای دکتر مهرابی منطقی _ عقلانی و قابل قبول هست یا نه ؟
    اگر هست بگیم که حرفهاشون به نمایندگی از طرفمون بود،(برخلاف توهین جناب محترمی که گفتند:چه کسی به نویسنده این وکالت را داده که طلبکارانه نه تنها از سوی مردم گراش بلکه از طرف سایر شهرها سخن بگوید؟)
    من بعنوان اولین نفر اعلام میکنم ایشون در این مورد نماینده (بهتر از خودم) من هستنو وکالت دارن .
    همکاری کنید لطفا(زیر موافق یا مخالف تیک بزنید)

    1. 0

      دکتر مهرابی نماینده من هم هستند
      ممنونم جناب مهرابی

    2. 0

      ماشاالله جوابیه آنقدر کامل و جامع و منطقی بود که هر کس اندک آشنایی به زبان فارسی داشته باشد(البته اگر بدون غرض ورزی و عقده قدیمی و … خوانده باشد)، متوجه آن می شود و دیگر نیازی به توضیح نیست!!!

  7. -1

    نوشته دکتر مهرابی و ادب و استدلال قوی ایشان و مقایسه آن با نامه جعفر پور، تفاوت فرهنگ لار و گراش را نشان می دهد. بنازم به فرهنگ و ادب گراشی

  8. +1

    مردم فرهیختگان شهر رو بشناسید.باید،باید از امثال دکتر مهرابی با سواد تبعیت کرد،البته اگه می خواهیم به جایی برسیم.
    جناب دکتر مهرابی، حرف دل مردم رو زدی خدا قوت.

  9. -1

    جناب دکتر مهرابی ، دستت درد نکنه . دلمونو خنک کردی . داشتیم از دست لاری ها دق می کردیم برای اینکه این چند ساله این حرفا ، تو دلموم بود و نمی دونستیم چطور به اونایی که حقمونو پایمال می کنند برسونیم . اجرکم الی ا.. .

  10. 0

    جناب آقای درکتر مهرابی سرفرازمون کردی با این جوابیه تون : اگه جعفر پور و دوستانش می دونستند اینجوری ضایع شون می کنی هیچ وقت ادعای الکی نمی کردند.

  11. +1

    دفتر جعفرپور باید به خاطر کم شدن تعداد کارمندان اداره از ۱۵ نفر به ۱۰ نفر پاسخگو باشه

  12. 0

    جعفرپور در قم جلسه ای با طلاب لاری تشکیل داده بود. قبل شروع صحبت سوال کرد آیا طلبه گراشی هم در مجلس حضور دارد؟ ما اشتباه کردیم و دست بلند کردیم . نمی دانم چی می خواست بگوید . بعد پشیمان شدیم و گفتیم ای کاش نگفته بودیم گراشی هستیم تا ببینیم چی می گوید . ولی سوال از ایشان کردیم چرا با راه اندازی سی تی اسکن گراش که مردم هدیه کرده اند مخالفت می کند ؟ وی در پاسخ گفت : این موازی کاری است و چون در لار است در گراش نیاز نیست!!!!!!! گفتم چطور در یک شهر چند دستگاه وجود دارد و موازی کاری نیست ولی در دو شهرستان جدا از هم موزای کاری است ؟ که سکوت کرد و جواب نداد

  13. 0

    درود بر شما آقای دکتر مهرابی
    خدا پشت و پناه شما باشه

    در همه کارهاتون موفق باشید

  14. 0

    به نظر من نامه دفتر جعفر پور علیه دکتر مهرابی کارخدا بود. که باعث شدندچیز های ناگفته ای به شکلی منطقی و با سند و مدرک توسط دکتر مهرابی منتشر شود.
    عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.

  15. 0

    آقایون دفتر جعفرپور در گراش (دوستان آقای فردوسی) توهم گرفته‌اند که با ۱۳ هزار رای‌ای که مردم به گراش داده‌اند اکثریت‌ند. کمی به خود بیایید لطفا

  16. -1

    یک کامنتی در سایت گریشنا در جواب پاسخ استاد مهرابی گذاشته اند به اسم رزمندگان مسجد صاحب الزمان
    می خواهم بپرسم چرا مثل آدم های ترسو اسم خود را مثل دکتر مهرابی با شهامت نمی نویسید؟
    سپاه و هیات رزمندگان بایستی جلو اینها بگیرند که از نام مقدس آنها سوء استفاده نکنند
    اینجا نوشتم چون سایت گریشنا این نظرات نمی گذارد.

    1. 0

      تو اگه مردی اسم خودتو کامل بنویس

    2. 0

      راس میگه والله . اینا که میگن اکثریت مردم با ما هسن نامه رسمی بنوسن و اسم خودشون زیر اون بنویسن .چرا شب نامه بدون اسم می نویسن؟؟

  17. 0

    یعنی یک نفر هم نظر مخالف آقای دکتر ندارد. واقعا عجیبه

    1. 0

      با سلام
      سایت خبری تحلیلی رویدادشهر با توجه به رعایت اخلاق رسانه‌ای، تا به‌حال همه‌ی نظراتی که زیر این نوشته درج شده را منتشر کرده است.

    2. 0

      آخه آدم رو سیاه که جایی برای عرض اندام ندارن

  18. -1

    شکر خدا این لاری ها همه نمونه دست به خراب کردن کراش زدن جه توی جنک کراش با حکومت جه به شهادت رساندن سرباز زادون خان کراشی جه تجاوز کردن به حریم شهرستان کراش ما فقط اینو میخوام بدونم این اقای جعفر بور که حلا برای کراش دراه سخنرانی میکنه که با اقای مهرابی میکه شما حق ندارین درباره مردم شریف شهرستان کراش حرف بزنین بس جرا شما لاریها در زمان شهرستان شدن کراش به هر فحش و ناسزا کفتن به اقای حسنی و کراشی ها دریغ نکردین افسوس که کراشی ها همه اینها رو یادشون رفته تاریخ نشان داده که شما لاری ها هیج وقت بخاطر کراش کار مفیدی انجام ندادین.من از اینجاه و او طرف قبیله ۱۰۰۰ نفره قوم خیش مان میکم که اقای دکتر مهرابی نماینده همه ما هستن

  19. 0

    والانصاف و الجمع بین نظرات الفریقین مایکون لازما حتی واجبا شرعیا یعنی حفظ الوحده الوطنیه و الحرکه الی تمهید صنع بلد مهدوی و الدعوه الی رعایه التقوی و الورع.
    نعم؛ ان کان احد مضطهدا علی المله الشریفه الکراشیه، لن یسکت احد منها و اقدم کل منها طبق قانون الجمهوری الاسلامی فی ایران و یهبطه من اریکه القدره.
    فینبغی ان یکون ممعنا فی عمله و ینظر الی حساب یوم القیامه.

  20. +1

    دکتر جان الحق سخن از زبان ما میکویی. خداوند شما رو واسه ما حفظ کنه. سلامت باشید ان شاالله. معاندین بدانند: دکتر مهرابی عزیز نماینده من و خانواده من هم هست.

  21. 0

    با سلام خیلی ممنون آقای مهرابی ما تا خون در رگ داریم از شما وشهرمان گراش حفاظت می کنیم خدا قوت دست شما درد نکنند

  22. -3

    اقای مهرابی
    امدی اما خیلی دیر امدی
    منم مثل همه شما ها به گراشی بودنم افتخار میکنم اما ببینم با چند تا نامه کار درست میشه؟
    اگه میشد چرا در زمان خود اقای حسنی اداراتی به ما دادن که شبانه در فرمانداری مستقر شد و صبح تبدیل به نمایندگی شد.
    اقای مهرابی با این نوشتتون نوش دارو پس از مرگ سهراب شدین .
    که فقط درد رو عمیق تر میکنه .همین

    1. 0

      گربه و گرده خو چش زمی نازت
      آفرین بر اصرارت

  23. +1

    باید خدمت دوستان عرض کنم که بودجه تلویزیون دیجیتال گراش از محل دو درصد نفت و گاز فرمانداری تامین شده و آقای جعفرپور فقط میخواهد به یکی دو نامه این کار را به نام خودش تمام کنند
    شما این سوء استفاده های آقای جعفرپور را در موضوع افتتاح ساختمان اداره ثبت احوال گراش مشاهده میکننید که با اینکه اداره ثبت احوال از سالها قبل در گراش موجود بود و ساختمان جدید نیز توسط خیر گراشی (دایی آقای حسنی) احداث شده بود ولی آقای جعفر پور کار را به اسم خودش ثبت کرد

  24. +1

    آقای عبدالی .اول انصاف بعد تفکرودر آخر آینده نگری وعدم احساسات داشته باشید (همچنان که در ایام انتخابات مجلس کاملا احساسی بودی وبادیگران از طرف بعضیها جلسه مسجد را به هم زدید )تا درآینده حرفی برای گفتن به فرزندت داشته باشی به نظر شما آقای مهرابی حرف بدی میزنند ویااینکه مثل بعضیها توهین میکنندواین موضوع ادارات که میگی سیاست همسایه بود برای آرام کردن مردم ونه چیز دیگر راستی آقای دکتر حمزه مهرابی دیر نیامدن ایشان همیشه بودن شما ندیدی ومثل اینکه شما تازه وطن دوست شدید راستی با چند تا نامه چیزی درست نمیشه اما سنگ اندازی کردن برای اینکه ادارهای که مجوز آن دو سال پیش گرفته شده واجازه باز گشای آن نمیدن درسته .خدایااونهای که خوابند بیدار واونهای که خودشان میزنند به خواب در خواب عمییق نگهدار. انشاا… عاقبت بخیری نصیب همه ما شود

  25. -1

    آقای دکتر که به دنبال افشاگری کردن و روشن شدن حقیقت هستند لطفا مشخص شدند نقش ایشان در تعطیلی دوره اول کانون دانشجویان و به هم زدن جلسه چه بوده است؟

  26. +1

    درودخدابرشمامردم فهیم گراش.ودرودبردکترعزیزآقای مهرابی.دست مریزاد.امیدوارم همچون گذشته باصلابت جلوبدخواهان بایستی ومردم گراش نیزچون کوهی استوارحامیتان هستندخداوندمکرمکاران رابخودشان بازگرداندانشاالله.

  27. +1

    خداوند دکتر مهرابی و همه دلسوزان شهرمان را برایمان نگهدارد

  28. 0

    تو سایت گریشنا نوشته بودم که رزمندگان مسجد صاحبالزمان نویسندش یک لاری یا مغرض گراشی است مواظب تفرقه باشد .این جمله رو نشون ندادن!!!!!!!!

    1. 0

      این موضوع جدیدی نیست!
      مردم خودشان می دانند که کدام سایت و نشریه گراش به خاطر گراش میگوید و می نویسد و کدام یک به خاطر بعضی اهداف و اغراض دیگر…

  29. +1

    باسلام به سایت وزین گریشنا نامه جناب آقای مهرابی را مطالعه کردم من را یاد شعار لاحکم الا لله می اندازد که امام متقین امیر مومنان در صفین درجواب مسلمانان تندرو فرمودند کلمه حقی است که استفاده باطل از آن می شود بنده به شخصه با اکثر مطالبشان موافقم ولی پس زمینه نیت ایشان و همفکرانشان و در اصل خیانتکارو بزدل معرفی کردن آن عده ای است که حاضر نشدند به دیدگاههای ایشان در انتخابات وقعی بگذارند و علیرغم نظر شان از یک کاندید گراشی حمایت کردند و متاسفانه تاکنون این مطلب برای ایشان قابل هضم نیست که بر خلاف دهه ۶۰ که قدرت امنیتی و سیاسی شهر دست این اقلیت بود ودیگران باید تمکین می کردند دیگران مستقل تصمیم می گیرند و اما دلیل آن به عنوان مثال سه ماه از انتخاب جعفر پور نگذشته بود که همفکران ایشان آن برخورد را در حسینه اعظم گراش با نماینده کردند در همان نماز جمعه به دوستان گفتم این هیاهو نه بخاطر محدوده است که به صورت ناشایسته ابراز می شود بلکه کینه های بدر و احد سرباز کرده در حالی که کیست که نداند سه ماه فرصت کمی است برای پیگیری و رسیدن به نتیجه جناب آقای مهرابی همان روز پیش بینی چنین روزی را می کردم که سازماندهی شده آن بلا را سر نماینده مجلس در آن جایگاه مقدس آوردند و ان روز موعود رسید و طبیعی است که بعد از یکسال این انتظار از نماینده بجا باشد آن هم هدف غایی تخریب کسانی بود که به دید شما مسبب انتخاب جعفر پور شدند تا در آینده شما را به عنوان ناجی مردم گراش معرفی شوید در حالی که کیست که نداند شهرستان شدن اوز و محدوده گراش خط قرمز آقایان در لار است که مطمئناتا آخر نمایندگی قابل حل نیست جوانان ما تجربه های اجتماعی گوناگونی از سر نگذرانده اند که به درک لایحه های پنهانی افکار عده ای از همفکارانتان و شما پی ببرند زیرا جوانان صداقت خودشان را باشماها می سنجند و به نوشته هایتان آفرین می گوینددر حالی که العمال به نیات بنابراین طبیعی است که عده ای کم تجربه چون حس وطن خواهی (بخونید شهر دوست) دارند و از گذشته ها اطلاعی ندارند به به و چه چه کنند مورد بعد دوست عزیز شاید به شما نرساند اند که روزی که در دفتر شورا جلسه بود هیچ کدام از دوستانتان تعمدا در ان جلسه حاضر نشدند و اکثر قریب به اتفاق آقایان حاضر در جلسات نظرشان این بود که در صورت بر آورد منطقه از عدم اقبال عمومی آقای فردوسی کنار رود با توجه به انکه همان روز هجوم مردم به دفتر شورا و فشار ناشی از مردمی که خواهان کاندید گراشی بودند تصمیم عاقلانه ای اتخاذ شد باز هم معتمدین حاضر در جلسه جهت این که یکبار دیگر اتمام حجت شود از بزرگان دو محله دعوت به عمل آوردندکه در دفتر مسجد صاحب الزمانمجددا نصمیم گیری شود باز هم با بی تفاوتی همان دوستان و هم فکران گراش دوستتان در جلسه حاظر نشدند و قص علیهذا……و اما جناب استاد زمانی که شما موسوی زادگان اصفهانی را کاندید کردید نجیب زاگان گراشی هیچ سخنی نگفتند با توجه به اینکه شکست ایشان از قبل مسجل بود زمانی که جناب آقای زاهدی را به عنوان کاندیدا معرفی کردید و عصر اصلاحات بود و منطقه هم گرایش به این جناح داشت و شکست ایشان نیزمسجل بود وشما هم به عنوان یک فعال اجتماعی قاعدتا می دانستید نجیب زادگان گراشی سکوت کردند نه کسی را بزدل و معامله گر معرفی کردند ونه خائن سخن فراوان است و مجال اندک و گلایه بیشمار امیدوارم خداوند آنچه مرضی رضایشان هست برای ما مقدر نماید در پایان از مسول سایت خواهشمندم گزینشی مطالب را سانسور نفرمایند مانند مطالب گذشته که تیغ سانسور برای ماها تیز تر است

    1. 0

      گراسی c-چرا هرچیزی مطرح میشه شماها هی اونوبه خودتون ربتش میدید -اگه واقعا توافقات پشت پرده ندارید چرا از یه حرف حق قاطعا نه دفاع نمیکنید بلکه تمام هم وغمتان را در دفاع ازاشتباه تاریخیتان ونماینده منتخبتان میگذارید .دوست عزیز گراشی c!!!!!!!!! با اسم مستعار میای حد اقل با ادبیات متفاوت بیا اخه همه این ادبیات رو میدونن مال کیه (همون ۴نفر دست به سینه لاردر طول تاریخ)نکنه خیال میکنید سرتونم کردین زیر برف کسی شمارو نمیبینه ونمیشناسه -ضمنا دوست گراشی !!!!!!!!شما که حد اقل قبلنا شم سیاسی داشتی مثل اینه که گذر زمان یا شایدم تقلید محض اونم ازدستش دادی و چند دوره نمایندگی کاملا متفاوت رو شبیه هم براورد میکنی میشه از نوشتت نتیجه گرفت هدف شما فقط وفقط رسیدن به هدف اربابانتان هست ولو به هرقیمتی مثل این نوشتت که با این مقایسه یکسان دوره های مختلف نایندگی .که تنها توانایی خودت (سیاست ) رو زیر سوال بردی

    2. 0

      آقای یک گراشی (البته اگر گراشی باشی)
      شماکه درباره حسن نیت افراد قضاوت میکنید چه زود فحاشی های لاری ها به آقای حسنی فراموش کردید
      شما که درباره حسن نیت خود فکر نمیکنید و دیگران را به تندروی متهم میکنید چه سریع برهم زدن سخنرانی آقای زندوی را با آن اوضاع کذایی فراموش کردید
      شما که دیگران را به تندروی متهم میکنید و سخن از قرآن و ائمه میزند چطور از هجوم موتورسواران حامی ….. به منزل آقای حسنی بعد از اعلام حمایت ایشان از آقای زندوی دم نمیزنید
      حرف از دهه شصت میزنید در حالی که در آن برهه آقای مهرابی به همراه خیلی از دوستان در جبهه ها مشغول دفاع از کشور بودند,شما کجا بودید؟
      شما در این جمله خود میگویید: ” کیست که نداند شهرستان شدن اوز و محدوده گراش خط قرمز آقایان در لار است که مطمئناتا آخر نمایندگی قابل حل نیست ” , باید خدمت شما عرض کنم که دادن حق به حقدار خط قرمز آنها است و سوال اینجاست که شما که خود در این جمله اعتراف کرده اید چرا سنگ آقای جعفرپور رابه سینه میزنید
      شما گفته اید:” جوانان ما تجربه های اجتماعی گوناگونی از سر نگذرانده اند که به درک لایحه های پنهانی افکار عده ای از همفکارانتان و شما پی ببرند زیرا جوانان صداقت خودشان را باشماها می سنجند و به نوشته هایتان آفرین می گویند ” , باید بگویم آقای مهرابی آنقدر صداقت دارند که با اسم خود مطلب بنویسند ولی شما که با اسم یک گراشی مطلب مینویسید چی؟
      شما نوشته اید” همان روز هجوم مردم به دفتر شورا و فشار ناشی از مردمی که خواهان کاندید گراشی بودند ” باید بگویم عده ای افراد را شما خود تحریک کردید تا به زور وارد جلسه شورا شوند و خیلی ها هم بعد پشیمان شدند البته کلمه هجوم هم که آوردید خود نشان از تفکر شماست و اینکه آقای مهرابی چه ربطی به جلسه شورا دارد خدا داند وبس

      آقای دکتر موسوی زادگان را آقای شیخ احمد انصاری کاندید کرد و حمایت مالی کرد نه آقای مهرابی جهت اطلاع اگر سن شما قد نمیدهد (فاین تذهبون)
      در مورد اینکه اعتراض کرده اید که چرا در انتخابات مجلس ششم یک کاندیدای اصولگرا انتخاب شد نه یک کاندیدای اصلاح طلب نیز خود نشان دهنده خط فکری شماست

      مطلب شما هم نشان از نجیب زادگی شما داشت!

    3. 0

      باسخی متین در سایت گریشنا به نظر گراشی داده شده است.

  30. 0

    در جواب گراشی c
    تعصب آدم را علاوه بر عصبانی ، فراموشکار هم می کند. دهه شصت مهرابی ها و همفکرانشان کجا بودند ؟؟ همشان جبهه بودند.
    اما مقامات گراش دست چه کسانی بوده و هست ؟؟؟
    اگر یادتان رفته و یا خود را به فراموشی می زنید ، یادتان می آوریم :
    جهانبانی ( آموزش و پرورش )
    قاسم وقار فرد ( بخشدار ) با آن تدبیرش و ….
    حسین مهروری ( بخشدار)
    امرالله مهروری ( شهردار )
    فرسوده ( بخشئار )
    نام آور ( شهردار )
    مهروری ( آموزش و پرورش )
    و….
    اینها از کدام محله اند ؟؟؟؟

    در انتخابات نیز وقتی جهانبانی از برق روز کاندید شد مگه از هر دو محله به او رای ندادند . حتی فردوسی هم با همه اما و اگر ها باز ناساگ نیز اکثریت بالا به او رای دادند . ولی دوره قبل ( در صندوق مسجد صاحب الزمان رای زندوی چندین برابر حسنی بود . ؟؟
    چه کسی صاحب پست و مقام بوده و چه کسانی تعصب محله ای دارند ؟؟؟؟؟.

    1. 0

      اصلا خلاف عادت که رسم نیست عادت براین است که آخر مسئولیت بازنشستگی است درگراش جهانبانی درویشی ایزدی و……. وامروز مهروری که مانند سپسالار شیلی (پینوشه)از آموزش وپرورش نخواهد رفت تا بازنشست نشود هرچند پایان هرسال تحصیلی مرثیه ننه من غریبم بازی میکند تا یکسال بعداو دارای آنچنان ظرفیت وانعطافی است که با دولت موسوی خامنه ای هاشمی خاتمی احمدی نژاد واکنون نیز روحانی خدمتگزاری کرده به قول خودش !!!!!!!!!! ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدایا به جچتت ازدستش نجاتمان بده……

  31. 0

    آقای گراشی C
    من بعنوان یک جوان گراشی بررسی که می کنم می بینم مسئولین گراش بیشتر از بلئز بوده اند . جهانبانی- مهروری ( شهردار ی و آموزش و پرورش )- حسین مهروری – فرسوده – وقارفرد و…ولی ناساگی ها هیچ حساسیتی نشان داده اند. مهرابی ها و دوستانشان هیچ مسئولیتی نداشته اند . چرا مطالب دروغ می نویسید

  32. 0

    آقای یک گراشی c ، اگر حضور دارید به جای سکوت جواب سوالات بالا را بدهید تا ذهن جوانانی امثال ما بهتر به حقیقت پی ببرند، وگرنه …!!!

  33. 0

    جعفرپور از تهران برای یادداشت آقای مهرابی جوابیه فرستاده است . این متن را در گریشنا نوشتم . شاید منتشر نکنند اینجاهم نوشتم !!

    ————————————————
    فقط و فقط بازی با کلمات!
    * امیدوار بودیم بعد از جوابیه‌ی ناشیانه و توهین‌آمیز دفتر ایشان در گراش ، شخص دکتر جعفرپور اگر در مقام دفاع از خود بر می‌آید کمی منطق و دلیل و برهان را نیز چاشنی نماید.

    گویا جوابیه دفتر ایشان از یک حالت ” پرخاشگرانه و بی سر و ته ” به یک ” بازی با کلمات بی سر و ته ” تبدیل شده است.

    * آقای جعفرپور !
    آقای مهرابی را که به متانت و ادب شهره هستند را به توهین متهم کرده اید . کاری که دفتر شما هم انجام داد .
    کاش اندکی به جوابیه‌ دفتر خود در گراش هم اشاره می کردید که چگونه با آن ادبیات گستاخانه جواب پاسخ های منطقی آقای مهرابی را داده بود.

    * گفته اید “آیا استفاده از ابزارهای مشروع و قانونی برای پیشگیری از شیوع اتهامات بدون مدرک، فحش و تهدید و توهین و داغ و درفش است؟!”
    دفتر شما یک مدرک ارائه کرد و نتیجه اش را هم دید.
    گفته اید آقای حسنی بعد از ۲۰ ماه به سراغ اداره ثبت رفته است. گویا اغتشاشات زادگاه تان که با دخالت پلیس جمع و جور شد را فراموش کرده اید. و حتی سخنرانی های بزرگان تان که گفت ” من به دولت و دولتی اعتماد ندارم ! ”
    آقای حسنی چند ماهی درگیر این مساله بود. سپس اصلی ترین کار ، تشکیل فرمانداری در گراش بود. که آقای حسنی علارغم تمام سنگ اندازی ها و با همراهی مردم و بزرگان شهر (که به لطف دوستان تان امروز گوشه نشین شده اند ) این را در اولویت قرار داده و فرمانداری را مستقر کردند .
    و احتمالا از اولویت های اداری هم خبر دارید ؟

    * اما اصل موضوع اینجاست:
    تیتر مطلب شما: ” عقلانیت و قانون‌مداری ضرورت آینده منطقه ”
    و هم چنین گفته اید ” همانگونه که در برابر قانونی که در سال ۸۸ گراش را تبدیل به شهرستان نمود همه باید خاضع باشند، همان قانون برای این شهرستان مرز و محدوده‌ای را مشخص کرده است که باید در برابر آن هم خاضع بود ”
    احسنت ! به نکته خوبی اشاره کردید. اگر بهانه فیلتر بودن سایت یوتیوب را نیاوریدٰ ، دغوت می کنم به این سایت مراجعه کرده و اسم ” لار ” را جست و جو نمایید. آن گاه ببینید چه مشاهده خواهید کرد !!
    در سال ۸۸ شما نه تنها در مقابل قانون خاضع نبودید که با اغتشاش آب در آسیاب دشمن ریختید و آبروی نظام را بر باد دادید. بزرگ شما در یکی از همین آشوب ها بلندگو به دست گفت “من به این دولت و دولتی ها اعتماد ندارم ” و خوراک مناسبی شد برای شبکه های ماهواره ای معاند به نظام و تشویق شد ” آفرین به غیرتت حاج آقا ” !! سندها در همان سایت موجود است.
    حالا کدام را باور کنیم ؟!! دم خروس را یا قسم حضرت عباس ؟!!

    اوز و بیرم طبق مصوبه دولت تابع گراش بودند ؛ اما شما با امنیتی کردن فضای لار و امنیتی نشان دادن فضای کل منطقه و استفاده از تئوری نظریه پرداز اصلاحات ” فشار از پایین و چانه زنی از بالا ” را در پیش گرفتید تا این مصوبه معلق شود . و اگر نبود پایداری مردم گراش شما همان موقع اجازه شهرستان شدن گراش را هم نمی دادید !!
    نشان داده اید قانون را تا زمانی قبول دارد که به نفع شما باشد ، و در غیر این صورت از هیچ امری حتی خدشه دار کردن آبروی نظام جمهوری اسلامی در فضای بین المللی خودداری نخواهید کرد.
    باز هم دم از قانون می زنید ؟!!

    * در همان سایت یوتویوب فیلم هایی از فحش های دسته جمعی برخی همشهریان تان به آقای حسنی به عنوان نماینده قانونی مردم منطقه موجود است .
    آدم از دیدن این فیلم ها که شعارهای زشت و رکیک در حضور خانم ها سر داده می شود شرمیگن می شود !!

    * اما بازی با کلمات در این بند هم مشهود است ” اگر «استقرار ادارات» (در کنار حل موضوع محدوده که به آن خواهیم پرداخت) یکی از چند درخواست مهم گراش نیست پس چرا در تقاضاهای شفاهی و کتبی مردم و روحانیت معزز شهر مرتبا درخواست می‌شود؟ ”
    چرا جمله را پیچانده اید ؟!! این که استقرار ادارت از خواسته های اصلی مردم گراش است جای هیچ شکی نیست . در هیچ کجای نامه آقای مهرابی نیز این مورد نفع نشده است.
    اما طبق گفته آقای مهرابی در حال حاضر اولویت ، یعنی فوری ترین مورد و حتی ضروری تر از استقرار ادارات ، بحث مشخص شدن محدوده است . این را تک تک شهروندان و مسوولین و معتمدین گراش قبول دارند و خواستار رسیدگی فوری به آن هستند.
    شبی که برای افتتاح دفتر خود در مسجد صاحب الزمان (عج) گراش هم حضور داشتید در نامه ای که به شما داده شد ، به این امر تاکید شد .

    * اما کاش شما هم همچون آقای مهرابی به جای بازی با کلمات و سر دادن شعار و مظلوم نمایی و .. سندی برای حرف های خود ارائه می کردید تا در پایان مصداق این مصرع مشخص شود:
    ” تا سیه روی شود هر آن کس که درو غش باشد “

  34. 0

    با سلام ودرود بر مسئولین محترم رویدادشهر/ لطفا متن را مثله نفرمائید
    جناب آقای جعفر پور عزیز! سلام ودرود
    انفعال حضرتعالی قابل پیش بینی بود. واعلام اینکه دیگر جواب آقای مهرابی را نمی دهید نیزمایه خرسندی و دلیل معلولیت استدلال و کجی شبه براهین شماست! ( میتوانستید کمی از احساسات در متن بکاهید ولی به شما حق میدهم. خاطرتان نازک است و قلبتان حساس!)
    بیشتر عاطفی پاسخ داده اید ونشانگر عقب نشینی محترمانه شما است برای پوشش دادن به تصمیماتی نادرست که تبعات ناشی از آن بر عهده شحص حضرتعالی است.
    مردم گراش همیشه به شما بخشیده اند ودر مقابل تجاوزات و حملات بی رحمانه دست نشاندگان اسلاف شما , بزرگی و کرامت را به نمایش گذاشته اند. حال انتظار دارید یاز هم در روز روشن سیخ را بزنید وجیغ هم نشنوید؟
    مردم گراش با مردم شریف لار که مشکلی با هم ندارند. مشکل, افرادی مثل شما و امثال شماست که قسم حضرت عباس را میخورند ولی دم خروس بی صداقتی از جیبشان هویداست!
    پیشنهاد میکنم بر سبیل تحقیق, و برای فربهی اطلاعات خود , به عملکرد مرکز گرایانه مسئولین لار در ۵۰ ساله اخیر و رفتار کریمانه مردم منطقه با اسلاف شما مروری غیر متعصبانه داشته باشید. مطمئنا در صورت اتصاف حضرتعالی به انصاف, حرف دیگری را خواهید زد. تحلیل امروزتان مبتنی بر اطلاعات ناقص است لذا در ( تحلیل / برآورد / و موضعگیری) بر طریق صواب و سداد مشی نفرموده اید!
    چرا به حواشی دل مشغولید؟ مردم که شفاف حرفشان را زده اند.
    عزیز من بیا و از سر مسئولیت پذیری و صدق کار محدوده را درست کن تا با سلام و صلوات, عزیزتان بداریم.
    ظاهرا چنان درگیر مغالطه و فشار هستید که چشمتان را کم بینا کرده است.
    چطور آن همه فحش و کلیپ هتاکی و… به آقای حسنی را به هیچ گرفته اید ولی تقاضای منطقی اما غضب آلود دو نفر را, چه وچه میپندارید؟!!
    در کامنت قبلی عرض کرده بودم که تحت فشار گروه های فشار و رفتارهای پوپولیستی هستید. خدا را شکر خود در این جوابیه جدید به آن اعتراف کرده اید.
    راست و مردانه بیا و بگو من اهل حل مشکل گراش نیستم و جیب خود را بدوز و سهم خود را ببر!
    تشبیهات حضرتعالی در حد یک فرد عادی هم نیست. تعجب میکنم! نکند از سر آشفتگی و دل پریشی است که این ها را قلمی فرموده اید؟! ما دوست داریم بزرگی را در نماینده خود ببینیم ونه خُردبیانی وجدل پرانی!
    پیشنهاد میکنم جلسه ای برای گفتگوئی منطقی در میان نخبگان گراش مطالبه بفرمائید تا همگی در ایضاح مطلب و همدلی بالاتر کوشش نمائییم. البته چه خوب خواهد بود اگر تحفه ای در دست داشته باشید تا گواه صادقی بر ادعای اخیرتان باشد.
    خداوند برای تمام گام هائی که برای مردم , خصوصا گراش بر میدارید اجرتان دهد.
    والله هو الکشاف المبین

  35. +2

    خوبه که صحبت های آقای دکتر کمی از توی فضای مجازی فراتر بره که البته این به عهده هممونه.جون این محیط رو فقط جوون ها سر میزنن.اکه کتبی بشه تا همه استفاده کنن و یا کسایی مثل ائمه جماعات،فرهنگی ها و مسئولین روشنگری های بی پرده داشته باشند مثل دکتر مهرابی به نفع همه گراشی هاست.

  36. +5

    من از یک چیز واقعا تعجب می کنم . این آقایان مسجد صاحب الزمان (ع) به کسی که اونها را راهنمایی می کنه توهین می کنند ولی به کسی که در حق گراش خیانب می کنه دوستی می کنند!!!!!
    کار اینها شده مثل کسی که اگر آینه ای لک صورت اونا را نشون بده ، به جایی اینکه آن لکه را پاک کنند ، بیایند آینه را بشکنند .
    به دکتر مهرابی که راه و چاه نشونشون میده، فحش می دهند ولی به جعفرپور که دزد گله شده ، آفرین می گویند . من نمی دانم جواب خدا و مردم چی می دن !!!

  37. +4

    من الآن که دوباره این نامه ها را می خوانم نظرم نسبت به دکتر مهرابی عوض شد و فهمیدم که من اشتباه می کردم و حرفهای ایشون کاملا درسته . جوابیه دفتر جعفرپور هم گراشی های خودمان نوشته اند 

  38. +3

    اگه امکان داره این افراد را معرفی کنید تا اونا را بشناسیم

  39. +1

    منظور دکتر از پاراگراف اخر (ما را چه باک از زخم، که هنوز برای اجدادمان به سوگ نشسته‌ایم.)رو یه نفر برام توضیح بده با تشکر از لطف دوستان

  40. 0

    سلام  و درود بر دوستداران حقیقت    در حدود یکصد سال قبل در یک حادثه ملی منطقه ای به دلیل اختلاف نظر سیاسی دو جبهه در لارستان مقابل هم قرار گرفتند این حادثه موجبات لطمه به هر دو طرف شد در یکطرف خوانین حاکم بر لارستان که فرزندان دهباشی علیرضای گلپایگانی بوده و اطلاع چندانی از جهارجوب روابط اجتمایی و عرفی هزار ساله لار و گراش نداشتند و اصولا لارستانی نبودند با هدایت قوام السلطنه و مستبدین     و گروه مقابل ایه الله سید عبدالحسین لاری به عنوان مشروطه خواهان     روشن است لاریها و گراشیها بر مبنای مشرب فکری همچون ذائقه فکری در زمان حاظر تعدادی به هر طرف گرایش داشته اند بدیهی است خوانین غیر بومی لارستان نیز برای خود از بین تفنگچیهای خوب گراشی که گراشیها به جهت مهارت در این حرفه مشهور بوده اند تعدادی تفنگچی همراه داشته اند  همچنانکه در جبهه مقابل یعنی مشروطه خواهان نیز تعداد کثیری از اهالی گراش و علما گراش مثل جد بزرگ شاعر و ادیب گرانمایه جناب اقای صادق رحمانی حظور داشته اند به هر حال در این گیر و دار و برخوردها  تعدادی از دو طرف از بین رفته اند  ای کاش دوستان عزیز بخصوص نسل جوان با برخورداری از امکانات امروزی و جستجو در فضای مجازی به بررسی و  مداقه در موضوع فارغ از تعصب مورد را بررسی مینمودند  در هر حال در شرایط حاظر بهترین راه وحدت منطقه حول زبان مشترک   فرهنگ مشترک  و اعتقادات مشترک در لارستان بخصوص لار و گراش عزیز است در جهان حاظر تفرقه عامل انحطاط ونشانه خروج از عدالت و صداقت بوده        و منطق و عقل سلیم وحدت را عامل رشد و توسعه یافتگی میداند  ما هر کدام جزئی از پیکره لارستان بزرگ هستیم و به لارستانی بودن خود افتخار میکنیم 
        

  41. 0

    با سلام و احترام ظاهرا سایت شما به ازاد اندیشی اعتقادی ندارد  ۴ روز است توجه ای به دیدگاه منطبق با یک حقیقت تاریخی ندارد  لذا جهت پاسخ به شبهات مطلب را ناچارا در سایت دیگری انتشار میدهم  

نظر -49 - 0 از 41اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه