اقتصادی که ما داریم…

سلسله نوشتاری درباره جامعه اقتصادی گراش- بخش نخست

محمدحسن جعفری: هر ایرانی و خاصاً هر گراشی این دغدغه را دارد که جامعه ای پایدار و پیشرفته داشته باشد. لزوماً، داشتن یک اقتصاد سالم و پویا لازمه ی چنین جامعه ای است. این امر، من و دوستان را بر آن داشت تا مطالعات و نوشتارهایی را ابتدائاً در باب آن چیزی که هستیم  داشته باشیم و در گام بعد به دنبال آن چیزی که هستیم باشیم. و در نهایت اگر بتوانیم، که بگوییم: چه باید کرد؟

بدون شک این نوشتار خالی از اشکال نیست، چرا که، آن چه در زیر آمده دست نوشته ی کسی ست که در اقتصاد تحصیل نکرده و مضافاً تمام نوشتار زیر بر پایه اطلاعات و آمار اندکی ست که از جامعه اقتصادی گراش به دست آورده ام. پس منتظر نقدها و نظرات شما هستم.

اقتصاد حوزه ایی است با اعداد و ارقامِ بسیار، که از پس ِآن اعداد تحلیل هایی می آید. و اقتصادِ ما پیوند خورده با بسترهای دیگری نظیرِ سیاست، اجتماع، فرهنگ، مذهب  و حتی ورزش است. و از این روست که می توان گفت، ما اصطلاحی داریم به نام «فرهنگِ اقتصادی». در فرهنگِ اقتصادی به دنبال  بررسی زیر ساخت های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و الخِ اقتصاد یک جامعه هستیم. و کَنکاشی داریم در نوعِ تاثیرگذاری اقتصاد بر سایر حوزه ها. حال، نمونهِ اقتصادی خود را جامعهِ اقتصادیِ گراش در نظر می گیریم. گراش جامعه ای ست با شرایط خاص. الگو گرفته از اقتصاد و فرهنگ کشورهای حوزه خلیج فارس، پیوند خورده با اقتصادِ مناطق آزاد ایران  و همچنین دارایِ فرهنگی درونی.

در سه حوزه ی اقتصاد یعنی خدمات، صنعت و کشاورزی، ما تنها در حوزه ی خدمات توانسته ایم ثمری به بار بیاوریم که البته این ثمره نیز پر عیب و نقص بوده. و در دو حوزه دیگر، نمودار، رشدی صفر و بسیار کم نمایه می کند. برخی بر این باورند که ما باید به جای پرداختن به خدمات باید وارد عرصه تولید و صنعت شویم و صنعت را جایگزین خدمات کنیم و به جای اینکه محصولات دیگران را بفروشیم، خودمان تولید کننده باشیم. و یا حداقل یک تولید کننده ی دستِ دوم باشیم و صنعت و خدمات مان را به رقابتِ بین خودشان بگذاریم. مانند همین شهرِ بغل دستی مان، لار. اما عده ایی دیگر این گونه می اندیشند که پیمودنِ راه صنعت با توجه به زیرساخت های ضعیف آن در منطقه به مثابه عبور از گردنه های صعب العبور است و بهتر آن است که به خدمات خودمان بپردازیم و بی خیالِ آرمان شهری صنعتی بشویم. و در باب سوم یعنی ارجحیت کشاورزی، کمتر کسی را دیده ام که بگوید کشاورزی هم می تواند اقتصادِ گراش را شکوفا کند. چرا که بر این عقیده اند که کشاورز، باغ دار و زمین دار قبل از اینکه محتاج به حمایت های خیرین باشد، چشم امیدش به دولت و نهادهای حمایت کننده ای همچون جهاد کشاورزی است. که متاسفانه تا به حال به دلایلی، من جمله سیاسی، مُحِق نشده. البته زمزمه های به گوش می رسد که اموری به همتِ دولتیانِ در شهر در حال انجام گرفتن است.

حال قبل از این که بخواهیم گذری بزنیم به اندیشه اقتصادی مان باید به نکته ای اشاره بکنیم وآن اینکه خدمات تنها به چهار تا پاساژ و مغازه لباس فروشی و اغذیه فروشی محصور نمی شود. بل این که بیمارستان، درمانگاه، کلینیک و داروخانه هم می شود بخشی از خدمات که نامش را می گذاریم خدمات بهداشتی و به همین منوال خدمات ساختمانی، خدمات برقی و … خواهیم داشت.

اندیشه اقتصادی مان

ناچاراً باید اعتراف کنیم که زندگی غالب سرمایه داران با خانواده های شان در کشورهای خلیج و خاصه آن امارات و همچنین نوع نگاه جامعه به این افراد و خانواده های شان با عث شده که مقلد و الگو گرفته فرهنگ های عرب شویم و برجسته  فرهنگ آن مصرف گرایی ست. این نوع فرهنگ، به طور جد توانسته تاثیر عمیقی بر اقتصادمان بگذارد و اندیشه آن کسی را که فروشنده و یا خریدار و یا حتی آنی که در این جامعه زندگی می کند را  به سلطه خود در آورد و این عامه فرهنگ مان در اقتصاد است.

خرده فرهنگ هایی را که در اقتصادمان داریم می توانند تاثیر پذیرفته از همان فرهنگ و سایر فرهنگ ها باشند. به عنوان مثال می توان به قدرتِ خطر پذیریِ کمِ بازاریان و سرمایه داران گراشی اشاره کرد. چرا که فضایِ امن تجارتیِ کشورهای خلیج و نوع شغلِ داشته ی آن ها در آنجا باعث شده که این قدرت را از آن ها بگیرد و به تبع آن در داخل ایران شاهد هستیم که این روال در نوع شغل ها ادامه دارد. البته یک مورد می تواند آن قدرت ریسک پذیری را به سرمایه داران متوسط و بازاریان بدهد و آن طمع است!

از میان خرده فرهنگ هایی که از فرهنگ درونی مان به ارث برده ایم، امانتداری ست. به طوری که یک تاجر در منطقه جنوب این گونه می گوید: «چک گراشی اعتبار دارد.» و متقابلا همچین نگاهی را به بیرون بعضاً داریم که این یک آفت است. بلکه نوع غیر متضررانه آن مقبول است.

و برای این که ذهن شمای خواننده به خطا نرود باید بگویم که صرفاً هر آنچه از فرهنگ عرب می آید بد نیست و هر آنچه از فرهنگ درون بر می آید صرفاً خوب نیست.  و حرف ها در این باب زیاد است و مقال ها می طلبد.

در نوشتار بعد به بررسی بخشی از خدمات می پردازیم. در این موضوع نیز منتظر نظرات شما هستیم.

نوشته شده توسط احمدرضا خودکامه در پنج شنبه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۹:۲۵ ب.ظ

۱۰ نظر

نظر -49 - 0 از 10اولین« قبل بعد  » آخرین 
  1. 0

    مرحبا به آقای جعفری احسنت.
    حرف کاملا متین و بجایی است

  2. 0

    آماری که قول‌اش را داده بودی، کجاست؟

  3. 0

    افرین_درود بر شما که به فکر فرهنک و اقتصادمان هستید_متشکریم_یک بیشنهاد هم برای عزیزان رویداد شهر دارم و ان اینکه جه خوب میشد در کنار درج اخبار ،انها را تحلیل هم میکردید و به یک بایکاه خبری تحلیلی تبدیل میشدید_باز هم افرین بر شما_

  4. 0

    جالب بود ولی باید ریشه ای بررسی شود
    برای مثال چرا تولیدی ها پس از اندک زمانی تعطیل میشوند؟ چرا از مغز های بومی حمایت نمی شود؟ چرا رویای کار در خارج مانع ادامه تحصیل دانش اموزان شده است؟ و دهها چرای دیگر
    موفق باشید

    1. 0

      سلام دوست من. احداث کارخانجات تولیدی درمقیاس کوچک عمده ترین دلیل عدم موفقیت تولیدیهای شهرمون بوده که به دلیل هزینه بالای تولیدمحصولاتشون توانایی رقابت باتولیدکنندگان بزرگ که ازاونهابنام غولهای صنعتی هم یادمیشه روندارن . که تشکیل تعاونیهایی باسرمایه بیشتروتوسعه این واحدها ویاتحت لیسانس رفتن این تولیدیهای کوچک دوراه برون رفت ازاین بن بست هست . واماصاحبان علم ویاتجربه که حضرتعالی مختصراازآنهاباعنوانمغزهانام بردیدمیتونن بااتکابرسرمایه های علمی یاعملی خود . خودشون طرحی نوبرپا کنن مخصوصاامروزه قوانین حمایتی ازاین قشرکم نیست . البته کسانی هم بودند که این راه رودرپیش گرفتندوموفق نبودندامابه نظرحقیرعمده ترین علت عدم اطلاع کافی این جوانان ازقوانین حمایتی یاگاها تعذیری موجوددرمملکت بوده.وامادرموردسوال سوم:درمقطع زمانی جنگ تحمیلی وچندسالی بعدکسی به اندازه الان به ارزش تحصیل علوم واقف نبودوبادیدن افرادموفق درزمینه تجارت به سمت وسوی بازارکارجذب میشد.اماامروزه کم نیستندکسانی که دربعدمالی پیشرفت زیادی داشتندولی بادیدن یه همشهری که دریک اداره کارمیکنه وشایدحقوقش یک صدم درآمدخودش باشه به دیدحسرت بهش نگاه میکنه وعلنا میگه ایکاش رفته بودیم درس خونده بودیم وواسه خودمون کسی شده بودیم . باعرض تواضع وادب

  5. 0

    احسنت. عالی بود

  6. 0

    شما خودتون توی این مملکت، ریسک رو می پذیرین؟؟

  7. 0

    فراتر از قضیه “فرهنگ اقتصادی”، آماده کردن بستر شرایط برای تجربه ریسک پذیری به نفع سرمایه گذار میتواند بحث “مدیریت اقتصادی” و استفاده از تکنولوژی روز را در اولویت قرار دهد.

  8. 0

    اینو که مخوام بگم مربوط به اکثر ایرانی هاست نه گراش ها:
    ما ایرانی ها همیشه جنس های خارجی می خریم و همیشه بر این باوریم که جنس های ایرانی خیلی کم کیفیت هستند و از طرف دیگر یه عده امیدوارند که صنعت ایران پیشرفت خواهد کرد و یه عده میگن که چرا صنعت ایران پیشرفت چندانی نمی کنه مثلا میگن چرا ایران نمیتونه کامپیوتر ، موبایل و … تولید کنه و فکر میکنن که مشکل از مسئولین و به خصوص دولت است ولی در اصل مشکل از فرهنگ ما مردمه بزارید با یه مثال توضیح بدم: مثلا یه شرکت موبایل مثل نوکیا از روز اول که موبایل با کیفیت و ارزان تولید نمی کرده بلکه گوشی اولیه سنگین ، بزرگ ، گران قیمت و با امکانات خیلی کم بوده است و به تدریج توانسته که پله پله پیشرفت کنه تا به حالا به اینجا رسیده پس اگر قرار باشه شرکتی در ایران زده بشه ، اجناس اون شرکت کم کیفیت و گران قیمت هستند و معنی جهاد اقتصادی یعنی ما در زمینه اقتصاد جهاد کنیم و جنس های ایرانی بخریم گرچه اگر کم کیفیت و گران باشد ولی می تونه باعث پیشرفت ایران در آینده نه چندان دور بشه

    پس ما ایرانی ها فقط دو راه داریم:
    ۱- مانند کشور های عربی تمام اجناس را از کشور های صنعتی وارد و خریداری کنیم و بر این باور باشیم که ایران هیچ وقت پیشرفت نمی کنه و به پای کشور های صنعتی نمی رسه
    ۲- اجناس ایرانی را خریداری کنیم و امیدوار باشیم که روزی ایران از کشور های صنعتی پیشتر خواهد رفت…

    امیدوارم که مطلبم مفید واقع شده باشه…

  9. 0

    مگر دبی که وارد کننده هست جهاد اقتصادی نکرده که کلی توریست رو از سراسر جهان به خودش میکشونه؟ مگر کم کارخونه و امکانات صنعتی دارن؟؟؟
    راه پیشرفت همیشه که مثل هم نیست

    1. 0

      دوست عزیز. این دبی یادرمقیاس بزرگتراماراتی که میفرمایید دارای یک اقتصادنوپا وسطحیست نه اقتصادی زیربنایی . کمااینکه دررنکینگ جهانی صنعت رتبه کشورمان بسیاربالاترازمارات هست.حال شایداین سوال پیش بیادکه: پس چرااینقدرامارات درمقایسه با ایران پیشرفته تروبامردمی مرفه تر به نظرمیان؟ببینید دوست من اندک زمانی قبل که امیدوارم سن شمااجازه بیادآوردن اونوقتاروبده (منظورم تقریبادهه گذشته است)توبازاردست به هرچیزی میزدی ساخت هنگ کنگ . سنگاپور . تایلندیاتایوان بود.واون کشورهادراون مقطع زمانی پیشرفته به نظرمیرسیدند . اماامروزه اون اقتصادحال وروزخوبی نداره . چون اون اقتصاداقتصادی متکی برمونتاژبود.وبرپایه محکمی بنانشده بودکمااینکه امروزه درامارات اقتصادشون کاملابه نفت وگازومحدودبه احداث نمایندگی شرکتهای اروپایی می باشد.وباورکنیداین حباب رنگین ترکیدنیست . واگریه روزیه ترقه ای درامارات منفجربشه صنعت توریسم اون کشورهم به وضعی شبیه مصردچارخواهدشد.مزیداطلاع حضرتعالی پارامترهای پیشرفت هرکشور شامل میزان تولیدسالیانه فلزاتی همچون فولادوآلومینیوم . صنعت اتومبیل وزیرساختهایی ازقبیل تعدادسدهاروی آب رودخانه هاو…میباشد.واگرمیبینیدامروزه باتوجه به داشتن اینهمه استعدادهمچین مرفه نیستیم . بهتره یه خورده اقتصادژاپن بعدازجنگ جهانی دوم رومطالعه کنید.دوست من باورکنیدطبق آماربانک جهانی وسازمان تجارت سازمان ملل سرعت پیشرفتمون ازخیلی ازکشورهای اروپایی هم بیشتره . معذرت میخوام مطلبم طولانی شدآخه خیلی زورم اومدکه کشورمون روبااین عظمت بایه کشوری شبیه امارات که میتونیم بذاریمش تو سفیرماهواره برمون وبفرستیمش فضامقایسه میکنید. باعرض تواضع وادب به شما

  10. 0

    نوستراداومس جوون! اگه شما عضو جیره خواران این مملکت نیستی و برای اشتغال ثابت همراه بیمه شدن هم جایی پارتی ندارین می خواهین بنای اقتصاد رو محکم کنین بهتره مرفه بودن که چه عرض کنم توزیع عادلانه امکانات رو توی مملکت تا چندین دهه بذارین کنار!! راستی برای کسایی که اون بالا دارن هی از بیت المال می مکند طرحی نداری؟!

    1. 0

      دوست محترم.بیاییداول یادبگیریم محترمانه ومودبانه نظرات خودمون رواینجا برای همدیگه بنویسیم و بهمین صورت نیزنظرات همدیگه روتاییدیاردکنیم.استادگرامی والله منم یه گراشی اصیل هستم وجیره خوارزحمات وعرق جبین خود.وبعنوان یک صنعتگروتولیددکننده نظراتم رودراین زمینه درمعرض قضاوت دوستانی منجمله شماقراردادم که قطعاخالی ازاشکال نیست ومنتظردیدگاههای نقادانه سایردوستانم نیزهستم.ضمنادوست من ماروچه به اون بالابالاها کهدارن چکارمیکنن.پیغمبرگرامی اسلام فرمودند:درموردچیزی صحبت نکنید مگراطمینان حاصل کنید.باتشکرازنظرشمادوست خوبم.

نظر -49 - 0 از 10اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه