یادداشتی در باب مسیری که جعفرپور در پیش گرفته است؛

بهانه‌ای زیبا، بهایی نازیبا!

رویدادشهر: یک‌سال و اندی از حضور دکتر جعفرپور در ساختمان بهارستان می‌گذرد. در این یک‌سال علارغم تظاهر به دنبال کردن خواسته‌های مردم سه شهرستان لار، خنج و گراش، وی نیز قدم در راه نماینده‌های پیشین لار گذاشته است و فعالیت‌هایش صدای شهرستان‌هایی که در حوزه مسوولیت وی نیستند را نیز درآورده است.

ابراهیم مهرابی، دکترای فلسفه و مبانی نظری اسلام و عضو هیات علمی دانشگاه، یادداشت بلندی را در باب نقد عملکرد جعفرپور و مسیری که وی در پیش گرفته است، در اختیار رویدادشهر گذاشته است.

این یادداشت بدون دخل و تصرف منتشر می‌شود:

بسم الله الرحمن الرحیم

بهانه‌ای زیبا، بهائی نازیبا!

    مدتی است با تصمیمات ناصوابِ یک عده، جوّ منطقه‌ی جنوب فارس، غبار آلود شده و هر لحظه، خبری ناگوار در محیط واقعی و فضای مجازی به گوش می رسد. از جمله: اختصاص پانصد میلیون تومان بودجه برای مطالعه اولیه جاده کمربندی لار! (از نیروگاه گراش، صحرای بیخ، اوز به سمت فداغ و …!)، ارتقاء دو اداره لار به اداره کل و… .

ظاهراً خبرهای خوشی است اما اگرکسی اندک توانائی تحلیلِ قضایا را داشته باشد، نیّت‌های نامبارک پشت صحنه این تصمیمات را در خواهد یافت. به‌دلیل وضوح نسبی اهداف پیگیری کنندگانِ مسئله، در اینجا به ذکر تفصیلی آن نمی‌پردازیم. اما قبل از ورود به اصل مدعای خویش، ذکر نکته‌ای جهت تنویر ذهن خوانندگان عزیز را ضروری می‌دانم تا نسبت این تصمیمات با رفتار ابلیس مشخص گردد. همین نسبت است که ما را به مخالفت با بعضی ازطرح‌های آقای دکتر جعفرپور، نماینده محترم سه شهرستان، وادار می‌کند. (دقت شود ما در این وجیزه، منطق دو جناح (بلکه سه جناح) را یکسان دانسته‌ایم و نه شخص الف با ب و ج. لذا تقاضا داریم خوانندگان محترم دچار مغالطه‌ی تعویض نگشته و جای مباحث را برای اغراض خاص، تعویض نفرمایند) شیطان رجیم! برای توجیه عدم سجده خود بر ابونا آدم(ع) و استنکاف از پذیرش امر پیشنهادی خداوند، دو بهانه و مقدمه ظاهراً زیبا را ذکر می‌کند.

أ‌-    به‌جز بر( برای) خدا بر (برای) کسی سجده نمی‌کنم!

ب‌-  آتش بر خاکِ گندیده ترجیح وجودی دارد! من از آتش و انسان از خاک گندیده است.

     اگر قدرت تحلیل و بصیرت را کنار بگذاریم، استدلال شیطان چندان هم بی‌ربط و ناخوشایند به نظر نمی‌رسد. اما با کمی دقت و اِعمال بصیرت، فسادِ استدلالِ شیطان و اِعوجاجِ منطق او، مکشوف می‌گردد. لذا در قاموس منطق الهی، همین استدلالِ ظاهراً زیبا، باعت رَجم، طرد، عقوبت و خذلان شیطان می‌گردد. این منطقِ شیطان، نمونه‌ی بارز «کلمهُ حقٍّ یُرادُ بِها الباطلُ / سخن زیبائی که از آن باطلی اراده می‌شود» است. این منطق (مقدمه زیبا برای هدف زشت) در مشیِ نظام سلطه‌ی جهانی  نیز مورد عنایت بوده و تحت عنوان زیبای استعمار (طلب و ایجاد عمران و آبادانی برای جهان سوم) اجرائی شده و می‌شود. کارِ اکنونِ نماینده‌ی محترم نیز، بر این منطق استوار است. مقدمات زیبا ولی برای نتایج بسیار زشت و نازیبا. عمران، آبادانی، جاده، ارتقاء، خدمت بیشتر، کاهش فاصله تا شیراز  و… . برای چه؟ برای توسعه‌ی متوازن و همه جانبه مناطق تحت پوشش؟ خیر! فقط برای ترمیم شکوه شکسته لار و بهبود هژمونی ترک خورده آن! محکم‌ترین دلیل بر این ادعا، رفتار امروزین و دیروزین مسئولین لار نسبت به مناطق اطراف است؛ همان که در عُرف آکادمیک و کلاسی مشهور است و به رشته تحصیلی جناب دکتر جعفرپور نیز مرتبط است (اقوی دلیل بر امکان شیء، وقوع آن است).

ما که اینک پنج‌دهه از عمرمان را سپری کرده‌ایم، به ریز و درشت این خیانت‌ها، تحقیرها، سلب‌ها، فریب ها و… آشنائیم. اگر روزی لازم باشد و تا کنون و با آن همه نمونه‌ها،  کسی از دریافت و فهم آن همه خیانت، درمانده باشد، حاضریم در یک گردهمائی منطقه‌ای و با حضور مسئولین دیروز و امروز لار، پرده از نیمرخِ پنهانِ کریه آن عجوزه بزک کرده‌ی ظاهراً زیبا را برداریم! ولی به نظر غیر ضروری می‌رسد؛ چراکه اظهر من الشمس است مگر برای کسانی که به تعبیر حضرت امیر(ع) … قَد اَعشی بَصَرَهُ (چشمشان باز است ولی نمی‌بینند) باشند.

«خلاصه‌ی آنچه به عنوان مقدمه گذشت: بین منطق ابلیس، مشی نظام سلطه و رفتاربعضی از مسئولین لار، (مقدمات ظاهراً زیبا و مبارک برای اهداف نامبارک) مشابهت ساختاری و محتوائی وجود دارد. ما به عنوان انسان خداباور و مسلمان هرسه را مردود می‌دانیم و لذاشرعاً و عقلاً زیر بار آن نمی‌رویم»

پس از پیگیری‌های مخفیانه جناب جعفرپور با کمک جریان انحرافی دولت و حمایت و نفوذ بعضی از مجلسیان که نسبت سببی با لار دارند(!) آرام آرام زمینه اعلام سریع و اجرای فوری (بفرمائید شبانه) طرح‌های‌شان را فراهم می‌دیدند. اما غافل از اینکه بار کج یا به منزل نمی‌رسد و یا به سختی می‌رسد! این بار اما فعلا بارِ کج به منزل نرسیده و با حضور به موقع و هوشیارانه نخبگان لامردی، گراشی، مهری و… دست و دل بعضی از مسئولین استانی و کشوری در اجرائی کردن مصوبه‌ی مشکوک، لرزیده است. اما نماینده محترم که با خیل و حشم آمده بود تا این مژده‌ی پژمرده را اعلام کند، با مانع محکمی برخورد کرد. گویا آب سردی برآهنِ داغ‌شان و اراده‌ی خام‌شان ریخته شد و مات و مبهوت ماندند. لابد در محاسبات خود، همچون گذشته، خواست و اراده مناطق اطراف را به هیچ گرفته بودند! لذا ناباورانه به سد محکمی برخوردکردند. البته به نظرم مسئولین بالا دستی زیرک‌تر ار آن هستند که در این وانفسای تغییر دولت، خطای بزرگی را مرتکب شوند و منطقه را دچار آشوب کنند و بارِ مسئولیتِ جهالتِ دیگران را به دوش بکشند!

جناب آقای جعفرپور اما که اینک به نزد مردمِ خویش، خودرا شرمنده می‌بیند، تهدید کرده است که ارتقاء دو اداره مصوبه دولت است و هیچ کس حق استنکاف را ندارد و اگر کسی تمکین نکند تمرد کرده است و در آینده شغلی‌اش موثر است. البته کسی که اندک تجربه سلوک سیاسی را داشته باشد می‌داند که این قبیل تهدیدها و رجزخوانی‌ها، در مشی و مرام یک انسان پخته‌ی سیاسی، کمتر دیده می‌شود. (یاد دوران نوجوانی افتادم که در دعواهای همیشگی وعادی، پسر همسایه را زمین زده بودم، باوجودی که شکست خورده بود، با سر و صدا تهدید می‌کرد و می‌گفت: صبر کن فلان و بهمان میکنم و… . آن زمان بر آن رفتار می‌خندیدیم ولی اینک بر این رفتار باید گریست!)
اما لازم است نکاتی چند خدمت این عزیز بر سَبیل شفقت و دلسوزی عرض شود:
۱ – این سر و صداها، شأن انسان سیاسی متدین در کسوت یک نماینده نیست.
۲ – تهدید، نشانه عجز یک انسان است. امروز میتوان با دیالوگ و از طریق قانون، کارها را بهتر پیش برد و از طرح‌ها دفاع کرد. اما چون مسیر پیگیری‌تان بر سبیل صواب نبوده، امروز به جیغ و داد و تهدید تن سپرده‌اید؛ درست برخلاف ادعای‌تان که فرموده‌اید: آرام حرف می‌زنم ومحکم عمل می‌کنم. تعجب می‌کنم از شما، امروز که حلقه مشهور دولت در راس قدرت هستند و از مدافعان حضرتعالی می‌باشند این‌چنین منفعلانه حرف می‌زنید، فردا که این دولت بقچه خویش را بست و از دایره قدرت کناره رفت، چگونه داد سخن می‌دهی و داد ما مردم را می‌ستانی؟ ما شما را برای کارها و مطالبات منطقه‌ای  هنوز لازم داریم! شما نماینده همه ما هستید. ما دوست داریم نماینده‌مان همچون مردم‌مان بزرگ باشد!
۳ – با شنیدن دو تا صلوات از طرف چند نفر مستقبِل، و بروز این همه وَجدِ اولیه و پس از توقف طرح، آن همه غم ثانویه و تهدید نهائی، خود نشانه نوعی هیجان‌گرائی در پیگیری، تصویب و اجرای طرح‌هاست. اگر طرح شما، منفعت عام را داشت باید مطالبات و نظرات نخبگانِ کل منطقه را دخیل می‌فرمودید. اما گویا خودگوئی و خودخندی و خود…!
۴ – فرموده‌اید آرام حرف می‌زنم و محکم عمل می‌کنم. بعید می‌دانم اینچنین باشید! بفرمائید مرموز حرف می‌زنم و مخفی عمل می‌کنم! عمل شما شاهد و موید مدعای ما در باره شماست.
۵ – به دلیل عملکرد یکسویه ،متکبرانه و تحقیرآمیز اسلاف شما در برخورد با سایر مناطق، اینک خوشبختانه و یا متاسفانه، شهرستان‌ها به بدترین حلال خدا، تن داده‌اند و شما را سه طلاقه کرده‌اند. نشوز شما دائمی و مرموزانه است. رجوع، فاجعه را به دنبال دارد. محلل خارجی نیز کاری از دستش بر نمی‌آید، تنها محلل حقیقی، محلل درونی شما است. و آن چیزی نیست جز پشت کردن به همان منطق مشترک‌تان با ابلیس و نظام سلطه جهانی صهیونی! فکر را می‌گویم! برای اعتمادسازی و راستی آزمائی ادعای‌تان، در این رابطه مثلا می‌توان بسته به استعداد و زمینه‌ها ، یک اداره کل را در گراش مستقرکرد، یکی در لامرد و یکی بعدی در خنج. تا قَسَم حضرت عباس شما پذیرفته گردد. وگرنه چه معنی دارد همه ادارات کل، انحصاراً در مرکز شهرستان رقیب و بد سابقه مسقر شود تا مجدداً نبض فعالیت‌های منطقه را در دست بگیرد و بکند آنچه را که می‌خواهد! درست مثل گذشته!
۶ – گفته‌اید اسقرار ادارات کل به سود همه‌ی منطقه است! سَلَّمنا! اگر راست می‌گوئید یک آمار روشن از بودجه، هزینه، نیروهای استخدام شده و… در اداره کل موجودتان (اداره کل راه وشهرسازی) را ارائه دهید تا همه ببیند و بدانند چند نفر گراشی، اوزی، خنجی، لامردی، مهری و… در اداره کل فعلی شما شاغل هستند؟ و چه مقدار از بودجه مصوب برای شهرستان خنج و گراش و… هزینه شده است؟ تا مشتی نمونه خروار باشد و ما به منفعت عام و شامل دیگر ادارات کل امیدوار بوده و دست از مخالفت برداریم. اما وقتی حتی فرزند یک  شهید گراشی با توانائی مثل‌زدنی برای استخدام در یک اداره در لار، غیربومی تلقی شده و رد می‌شود ولی متقاضی لاری برای استخدام در گراش، بومی تلقی شده و استخدام می‌گردد، ما چگونه منفعت عام ادارات کل جدید را باور کنیم؟! باسابقه موجود از رفتار شما، می‌توان حدیث مفصلی را  از این مجمل خواند!
۷ – شما که فقه و اصول فقه تلمّذ فرموده‌اید، نیک دریافته‌اید که قانون متصّف به سه خصوصیت (عمومیت، کلیت و ضرورت) است. مگر اینکه مصلحتاً به تخصیص ناروا قائل شوید. حال اگر مصوبات دولت، در حکم قانون‌اند، پس ضروری‌الاجرا نیز هستند، چنان که خود در تهدید اخیرتان فرموده‌اید، پس باید به عمومیت آن هم تن در دهید. لذا  باید در برابر تمامی مصوبات دولت تمکین کنید. اما آیا چنین کرده‌اید؟ داستان انفکاک اوز و بیرم  پس از مصوبه دولت، دمب زشت خروسی است که از جیب کذب شما آشکار است. لذا دم زدن از قانون و قسم حضرت عباس‌تان یک فریب مضاعف است! مگرشما دچار فراموشی هستید که توان تجمیع حوادث دیروز و امروز را ندارید؟ یا به عمد، سر را در زیر برف کرده‌اید؟ و یا به عمد، سر مردم را تهی تصور فرموده‌اید؟
۸ – آقای نماینده، در بد بینانه‌ترین موضع، فرض کنیم مردم گراش، مردمی‌اند که از شما خیری طلب نمی‌کنند (فقط شر مرسانید). چرا در صددید وانمود کنید که خیر خواهید؟ پیشنهاد می‌کنم مردم را انسان تصور بفرمائید! لذا دایه مهربان‌تر از مادر نباشید چرا که در تاریخ، رسوا و روسیاه است. نکند قصد دارید بر دوش مردم به قله آمالتان جلوس بفرمائید؟! گراش و لامرد برای شما لقمه گلوگیری بوده است، رهای‌شان بفرمائید! البته ما معتقد به گفتگوی انتقادی جدی با شما و همراهان‌تان هستیم تا با کمک هم امور همه شهرستان‌های تحت پوشش حل گردد. بالاخره حسب اضطرار فعلاً شما نماینده هستید.
۹ – برسبیل خیرخواهی عرض کنم تا شما اندیشه اسلاف بعد و قبل از انقلاب خود را رها نکنید، نمی‌توانیم به شما اعتماد کنیم. اکنون و فوری، شما به یک دگردیسی در اندیشه و رفتار نیازمندید. در تن دادن به این دگردیسی تردید نفرمائید، بخصوص که بنده شما را در نظر، آدم دین‌گرائی می‌دانم. یادتان باشد آنان که علناً در حضور خود بنده، به گراش و گراشی و… بد و بی‌راه گفتند دچار حادثه زمینی و هوائی شدند، و امروز در دل خاک آرمیده‌اند و دست‌شان برای طلب حلالیت از مردم خوب منطقه، از دنیا کوتاه شده است. شما از این تقدیرهای الهی پرهیز داشته باشید، مردم گراش و… مردم دین‌مدار و باورمندی هستند. هر که با آنان درافتاده، ورافتاده! آه دل آنان، آسمان را مشبک کرده، بنده و شما که جای خود را داریم (این فقره را شفقتاً، به حساب قرابت رشته‌ی تحصیلی من و شما گذاشته و سیاسی تلقی نفرمائید)
۱۰ – ما چوب قایم‌باشک‌بازی‌های شماها با هر دو جناح سیاسی(راستی ها و اصلاح‌طلبان) را می‌خوریم. پس از افول مقام خان منشی، بیگی و بیگلری خود نسبت به مناطق اطراف‌تان، اکنون البته گویا به کمک حلقه مشهور دولت،که آفتابش در حال غروب است، قصد خطرناک‌تری برای مردم ولایت‌مدار ما دارید. شما نخبگان لار در دوره اصلاحات بیشترین حضور مدیریتی را داشتید، اما به حول و قوه الهی، برای حفظ هژمونی لار و تثبیت سیطره آن، کار چندانی را از پیش نبردید و روز به روز نحیف‌تر و لاغرتر شدید. آن زمان مردم منطقه به سبب حضور روحانیت بزرگوار لار که برای همه قابل احترام بودند (هر چند بعضی از مردم شما در زمانی خاص، حرمت‌شان را شکستند)، کمی ملاحظه شما را می‌کردند. ولی امروز آن استوانه‌ها نیز در بین شما نیستند و شما شدیدا در فقر هویتی بسر می‌برید. لذا به آب و آتش زده‌اید تا خود را بازسازی کنید. اکنون نیز که دوران، دورانِ هیجان و با جیغ و داد به میدان پریدن و به مقصد رسیدن است، گویا زیر چتر راستی‌ها، قصد ترمیم شکوه شکسته خود را دارید و به هر دری می‌زنید تا هژمونی وارفته و خمیده خود را بازسازی کنید. در این راستا نه نماینده و نه بعضی ازمردم لار، از تهدید دیگران و دولت هم خودداری نکرده‌اند. (بنگرید به متن اعلامیه‌ای که یکی از نمازگزاران از پشت تریبون نماز جمعه لار در ۴/ ۵/ ۹۲ قرائت کرده است. هرچند سایت‌های لار اذعان کرده‌اند که این‌ها به زور جایگاه خطیب را تسخیر کرده و اعلامیه را خوانده اند؛ به همین راحتی!) جالب است، خطیب و نماینده و بعضی از مردم با وجود همه تحریکاتی که کرده‌اند، آن گاه دیگران را یا تهدید کرده و یا به آرامش دعوت می‌کنند! این همان نقیصه‌ای است که ما همیشه گوشزد کرده‌ایم. البته در برابر این دهن کجی‌ها مگر دولت و مردم دیگر شهرستان‌ها دست بسته و ذلیل‌اند؟ صدالبته با پناه‌بردن به قانون، مقابله منطقی خواهند کرده و در بزرگتری به شما خواهند داد.
علی ای حال جناب آقای جعفرپور شما را به یک مناظره عقلانی در گراش دعوت می‌کنیم. تشریف بیاورید و به قول اخیرخودتان (آهسته ولی محکم حرف بزنید) این کار باعث می‌شود تا هم شما به ماموریت‌های جمعی خود، بیش از پیش آشنا شده و صاحب تجربه وافرتر گردید و هم ما بر افق‌های پنهان ذهنی شما بیشر اشراف پیدا کنیم. آنگاه مردم منطقه حد و مرز سفره‌ی ادعائی شما و سهم خودشان را از این برکت  عام، بهتر می‌فهمند.
۱۱ – آقای جعفرپور در جای دیگری فرموده‌اید که مخالفت با ارتقاء ادارات در لار، نشانه نا اهلی، جهل و بی‌خبری است! این ادعا نیز در جای خود جالب توجه است. ولی به نظر می‌رسد حقیقتاً این ادعا از قبیلِ توصیفِ دیگران به صفتِ بارزِ خویش باشد!

اصولا بعضی مواقع آدم‌ها در سکرات تصمیمات نادرست که بر هیجان و شور مبتنی است، برای یارگیری و یا همسان پنداری دیگران با خود، دچار نقیصه توصیف دیگران به صفات بارز خود می‌گردد. نمونه عرفی آن همان سخن مشهوری است که می‌گویند: کافر همه را به کیش خود پندارد. این ادعا، از قبیل آن نقیصه است!

۱۲Jamshid-Jafarpoor –  جناب آقای جعفرپور ظاهراً دچار «لار منطقه‌پنداری» و «خویش همه‌پنداری» شده‌اند . به نظر ایشان، همه‌ی شهرستان‌های اطراف، (غیراز لار) یک طرف و لار در طرف دیگر! آن همه باید زیر چتر این یکی قرار بگیرند! گویا تمام کارها باید با منافع خاص لار و با دست تدبیر و ذهن ایشان و امثال ایشان هماهنگ باشد. حتی در نماز جمعه لار هم، خیلی صریح ائمه جمعه گراش و لامرد را مورد خطاب و عتاب قرار می‌دهند (بنگرید مشروح سخنان امام جمعه محترم لار در ۴/ ۵/ ۹۲). اگر این توهم در ذهن و دل جناب نماینده رسوخ داشته باشد متاسفانه باید گفت که ایشان دچار منطق صفر و یک شده‌اند؛ همه جا، هیچ؛ لار همه‌چیز! این منطق همان منطق صهیونیستی است که بارها در ادعاها و اعلامیه‌های نظام سلطه به صورت‌های مختلف شنیده‌ایم. آخرین ورژن آن منطق هم توسط بوش پسر اعلام شد. او گفته بود کشورهای جهان یا با ما هستند یا علیه ما! این را در کنار عقیده صهیونیست‌ها و یهودی‌ها قرار دهید که می‌گویند: انسان‌ها یا خون یهودی دارند (پس یهودی و برترند) و یا ندارند. اگر ندارند باید خدمتگزار یهودی‌ها باشند وگرنه نباید باشند! بر همین مبنا اخیراً استراتژی اصلی خود را افشا کرده‌اند وگفته‌اند: دوخط آبی روی پرچم اسرائیل حالت کشسانی دارد و لذا امکان دارد دور تا دور کره خاکی کشیده شود! (سلطه کامل) در حالی که پیشتر گفته بودند این دو خط آبی روی پرچم، همان دو رود نیل و فرات است که سرزمین موعود یهود در بین آن دو واقع است! (سلطه نسبی). دوستان لاری ما پیرو این منطق هستند (انحصار نسبی در خدمات، نشانه این ادعا است. البته بعدا انحصار مطلق را طلب می‌کنند، بگذارید قدرت بگیرند آنگاه معلوم می‌شود) و لذا ما همیشه با تردید به آنان نگریسته‌ایم؛ حتی در جبهه که محل بروز و نمود ایمان، تقوی و شهادت بود؛ داستان ده شهید گراش، خود مبین آن عدم اعتماد بود. اما ما زمندگان دوران دفاع مقدس به دلیل قداست‌ها و حفظ حرمت‌ها تا کنون در رابطه با این مسائل سکوت کرده و خواهیم کرد.
صادقانه خدمت جناب جعفرپور عرض کنم پیروی از این منطقِ معیوب، نه به سود شخصیت شما است و نه مطابق ماموریت و نه مطابق درسی است که در دانشگاه خوانده و تدریس می‌فرمایید!

«خلاصه آنچه گذشت: نماینده کنونی مثل اسلاف خود در حق مردم دیگر شهرستان‌ها، بلکه ناشیانه‌تر و جانبدارانه‌تر، عمل کرده است. مسئولین لار هر چه از دست‌شان برای ترمیم شکوه شکسته خود و بهبود معیشت لاری‌ها بر می‌آید جانانه انجام می‌دهند. همچنان‌که ازهر چه برای تضعیف، تهدید، تحقیر و تخریب معیشت و سلامت مردم شهرستان‌های پیرامونی از دست‌شان بر می‌آید نیز دریغ نمی‌کنند و اتفاقا بر آن پافشاری هم می‌نمایند.»

.

کلامی با دوستان شفیق:

     چند نکته هم خدمت دوستانی عرض کنم که هنوز باور دارند با همین شرایط فعلی با مسئولین لار ونماینده محترم میتوان تعامل مفید وسازنده داشت.البته چنانکه ذکر کردم ، به شرط تغییر افکار و رفتار آقایان، بنده هم معتقد به تعامل و گفتگوی انتقادی جدی هستم. ولی با شرایط فعلی، تمکین به آنان یک نوع خودکشی مفتضحانه است. رفتارهای اخیرشان، مویّد این ادعا است.
نمونه اجحافهای گذشته بسیار فراوان اند.از کوچکترین مسئله همانند اختصاص اجناس سهمیه ای  مثل لامپ گرفته تا کارهای بزرگی مثل آموزش و ایجاد آموزشگاه و تعیین محدوده ی جغرافیایی و… . اینها اینقدر تنگ نظراند که وقتی برای استقرار یک کلاس اول دبیرستان پیگیری می کردیم ، هزاران تهدید وتحقیرو اذیت را بر ما روا میداشتند .تحقیرهائی که با وجود حد اقل وجدان، قابل اعمال نبود! امروزه یادآوری آن نیز چِندِش آور وغرور شکن است! تحریک مردم توسط نخبگان لار و داستان راهپیمائی عده ای تحریک شده  علیه گراش و نماینده پیشین و آن همه رسوائی وفحش پرانی و …چیزی نیست که حافظه تاریخی مردم ما، آن را فراموش کند.نمونه های تلخ دیگر تاریخی را یادآوری نمیکنم چرا که زخم دل مردم مارا زنده میکند و فعلا صلاح نمیبینیم آن را تکرار کنیم.اما چند نمونه عادی و ساده از تحقیرها ی جدید  را یادآوری میکنم. آنگاه به سائقه عقلی، توخود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!
۱ – جوانان جویای کار گراشی وقتی در امتحان استخدامی لار شرکت میکنند، غیر بومی تلقی میشوند( حتی فرزند شهید)اما وقتی آنان در امتحان استخدامی گراش شرکت میکنند، بومی تلقی میشوند.  این یعنی چه؟!
۲ –  قراراست مسئولit  فرمانداری گراش (آقای ب. از بستگان خانم  ب ، که در فرمانداری لار مشغولند)از لار بهمراه چند نفر دیگر در فرمانداری گراش مستقر شوند. این در حالی است که سطح توانائی های جوانان گراش در دانش ومهارت it   اگر ازجوانان شهر همجوار برتر نباشد ( که هست ، کافی است منصفانه فضای مجازی ودنیای پیرامونتان را ملاحظه فرمائید) حتما کمتر نخواهد بود. مسئول آی تی یعنی کسیکه به تمام مکاتبات عادی و محرمانه اشراف دارد ومیتواند تمام سرّ وراز شهرستان را برای رقیب گزارش کند! اگر متقاضیِ بومی نباشد ، این تصمیم میتواند موجه باشد اما در غیر این صورت، حکایتگر تداوم همان روحیه یکسونگرانه و دیکتاتورمآبانه پیشین لاریها میباشد.

۳ – با یک حساب سرانگشتی میتوان نسبت تعداد افراد لاری که حتی با مدرک و توان کمتر از نیرو های خودی در ادارات و بانکهای گراش مشغولند به دست آورد. این خود بیانگر تفکر خزنده آنان است. اینها حتی آنقدر ظریف ولی خبیث عمل میکنند که مثلا به فردگراشی  متقاضی استخدام در بانک انصار، آدرس غلط و ساعت امتحانی اشتباه میدهند تا موفق به شرکت در امتحان استخدامی بانک نگردد.این همه خباثت فقط از کسی بر می آید که هیچ امیدی به اصلاح در رفتارش نیست. آنگاه ، چگونه بعضی ها ساده لوحانه بر طبل تعامل میکوبند وپینه پیشانی آنان را سند صداقت و قابل اعتماد بودنشان میدانند؟؟!!

نکته‌ای با هم‌درد قدیم و جدید خود:

نماینده محترم لامرد فرموده‌اند که فروکاستن ارتقاء ادارات در لار از «غیرکارشناسی بودن» به «نزاع‌های منطقه‌ای» جفا در حق منطقه است. یعنی چون طرح کارشناسی نیست باید ملغی شود و اگر صرفاً نزاع‌های منطقه‌ای، عامل مخالفت با طرح باشد، نادرست است.
البته این حرف، سخنی است صائب و درست! اما جناب دکتر استحضار دارند که اولی مع‌الواسطه، علت دومی است.
ما البته علاوه بر این دو نکته به نکته سومی هم عنایت داشته‌ایم و آن (به قول ما دوست داران فلسفه) غایتِ مسئله است. در حقیقت ما به سه دلیل با ارتقاء ادارات و استقرار انحصاری همه‌ی آن‌ها در لار مخالفیم. آن‌ها عبارتند از:
۱ – معیوب بودن ونارسائی علت (یعنی کارشناسی نبودن تصمیم وعجولانه بودن آن، که مورد توجه جناب دکتر موسوی هم بوده است.)
۲ – مشکوک بودن  معلول (ارتقاء ادارات واستقرار انحصاری آنها در مرکز لار.)

۳- مهلک و مفتضح بودن غایت (ترمیم و تثبیت سیطره لار بر شهرستان‌های رقیب، ایجاد تنش‌ها و تاکید بر تفکر ارباب و رعیتی لار و بالمآل نزاع‌های کور احتمالی)
ملاحظه می‌شود که:
اولا ما از سر هوس و جهل بر طبل مخالفت نکوبیده‌ایم.

ثانیا، مجموعه فاکتورهای سه گانه ( علت، معلول و غایت) را یک جا دیده‌ایم و به دلیل اهمیت نتیجه (دلیل و غایت) بر آن تاکید کرده و به عنوان شاه سخن این جریان، بازگو کرده‌ایم. چرا که تاریخ شاهد حوادث تلخ و ناگواری بوده است و بازخوانی پرونده‌های سیاه عملکرده‌ها، فعلاً نه ضروری می‌دانیم ونه به صلاح است.
ثالثا، هر سه مولفه‌ی فوق داری نقص ذاتی هستند. اگر این سه را به عنوان مقدمات در نظر بگیریم، متوجه خواهیم شد که از مقدمات کاذب (در این‌جا، معیوب بودن، نارسابودن، مشکوک بودن، مهلک بودن، مفتضح بودن) نتیجه صادق به دست نمی‌آید، بلکه نتیجه نیز کاذب خواهد بود؛ هرچند ظاهری روا و رسا داشته باشد. ما آگاهانه، از آن نتیجه کاذب هراس داریم! لذا مسئله را در حد دعواهای مرسوم کور منطقه‌ای فرو نکاسته‌ایم، بلکه با دیدی عمیق‌تر آن را مورد مداقّه قرار داده‌ایم. لذا لازم می‌دانیم بیان کنیم که:

۱- این نطفه‌ی بی‌مقدمه و بدون کار کارشناسی، قبل از تبدیل شدنش به جنین، باید سقط گردد.
۲- برادر خوب ما، نماینده محترم لامرد هم، طوری بیان نفرمایند که گویا در گراش و … مردم متوجه قضایا نیستند و فقط بر اساس یک رویکرد جاهلانه و نزاع کور دیرینه‌ی منطقه‌ای، با این طرح در افتاده‌اند! نه این‌چنین نیست!
۳ – اتحاد و قرابت موضع لامرد و گراش و مهر و خنج، به عنوان یک استراتژی، بیش از پیش مورد نیاز است تا خدای ناکرده تلاش‌های گذشته دلسوزان این شهرستان‌ها در کاهش و حذف سلطه یهودمآبانه لار، هدر نرود و مردم منطقه هنوز و هم‌چنان بتوانند آزادانه، هوای پاک را استشمام نمایند!
(یادآوری: سخن جناب دکتر موسوی را از سایت‌ها مطالعه کرده‌ام؛ لذا با فرض صحت انتساب، گفته ما صادق است. ولی اگر واگویه‌ای نادرست از سخنان ایشان شده باشد، البته، عذرخواهی بر ما واجب می‌گردد.)

در پایان دست همه ی دلسوزان شهرستان‌های گراش، لامرد، خنج و مهر را می‌بوسیم و به اتحاد و همدلی دعوت‌شان می‌کنیم. باشکوه خواهد بود اگر ما هم‌چنان خودمان باشیم و برای انجام کارهای اداری‌مان رنج راه طولانی منطقه تا شیراز را به جان بخریم اما تحقیر، تهدید و تخریب شهرستان بد سابقه را نداشته نباشیم!

پیشاپیش از گردِ نقدی که احتمالا بر قبای خاطرِ نازکِ بعضی از افراد می‌نشیند، عذرخواهی می‌کنم. آن‌چه گفتیم و نوشتیم بر سبیل شفقت و دلسوزی بود. وگرنه در این زمانه، راه خود گرفتن و دامن خویش را جمع نمودن و آب عافیت را از کوزه بی‌مسئولیتی، عافیت‌طلبی و گوشه‌نشینی خوردن، صد البته عاقلانه‌تر! به نظر می‌رسد. ولی پدر مرا این‌چنین پرورش نداد. تا باد جان‌مان فدای حقیقت باد! آمین

در پایان اشعار می‌دارد که ما همیشه حساب مردم عزیز لار را از حساب عملکرد بعضی از مسوولین لار جدا فرض کرده‌ایم.

و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد وآله الطاهرین.

نوشته شده توسط رویداد شهر در دوشنبه, ۰۷ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۵۵ ق.ظ

۴۷ نظر

نظر -49 - 0 از 47اولین« قبل بعد  » آخرین 
  1. +15

    درود بر شما دکتر مهرابی عزیز.

  2. +11

    حیف که محدوده پخش و اثر متن کوتا است در سایتهای فداغ نیوز ارد وروشهای دیگر هم برای پخش اضافه شود محدوده اطلاع رسانی گسترده می شود

  3. +11

    سخن محکم ومتینه/ مو،لای درزش نمیره! حرف حساب همینه دیگه

  4. +13

    لاریها بد جور روی ارد و فداغ دارند کار می کنند

    1. +1

      انصافا آیا از خود پرسیده اید اینهمه وقت چه گلی به سر ارد که لاری است فداغ گراشی پاشیده اید؟؟؟؟ و چند فداغی را در ادارات گراش به کار گرفته اید؟؟ و چرا باوجودداشتن شرایط بخشش نمیکنید؟؟اینهم بگویید توطئه ی لاریهاست !!!!!!

  5. +11

    جویم داره زمینه شهرستان شدن رو پیگیری میکنه/ لار باید بچسبه به ارد وفداغ/چون چیزی براش نمیمونه/ این کار لاری ها منطقیه چون دارن کاملا کوچک میشن !!! برای اونا داستان مرگ وزندگیه/ واقعاً سخته! یه روز هل من مبارز سر میدادن ولی حالا خودشون هستندو چند تا روستا/ من وتو هم باشیم از لحاظ روحی کم میاریم

  6. +12

    فرق لار و گراش از روی استحکام نوشته های نخبگان لاری و گراشی می شود فهمید . خدائیش ظلم نیست گراش با این همه ظرفیت و توانمندی دوباره بره زیر نظر لار ؟؟؟
    درود بر اساتید گراشی 

  7. +12

    ما لامردیها هم به شما لایک میدیم

    1. 0

      منون از شما دوتا بزرگوار/ البته شما را به اسم وفامیل میشناسم/ سفارش کنید دوستان دیگر هم بخوانند واعلام موضع نمایند

  8. +9

    احسنت اقای دکتر -باید بویه زد بر این دست و قلم توانا واین شجاعت و مردانگی ما شاگردان درس ازادگی و مردانگی رااز شما میاموزیم .

  9. +9

    درود بر گراشی ها که دین واخلاق را در سخت ترین شرایط هم از یاد نمیبرند.نمونه اش همین نوشته است/

  10. +8

    آقای دکتر مهرابی صحبت های شما همش درست ولی به نظر من اونقدر که گراشی از خودی میخوره از لاری نمیخوره تا وقتی یکپارچگی بین خودمان به وجود نیارییم به هییییجا نمیرسیم

    1. 0

      باسلام دوست عزیز اون چند نفر انگشت شماری که مد نظرتان است برن لار زندگی کنن

  11. +9

    بله درست میفرمائید. الحمدلله مردم ما همه در یک صف واحد از حقوق شهر دفاع میکنند وهیچ تردیدی در این رابطه ندارند. می ماند چند نفر انگشت شمار که آنها هم در ذهن و دل خود در صدد دفاع از شهر هستند اما در تعیین خط مشی و چگونگی رفتار ، دچار اشتباه هستند.
    البته اکنون وبا نمونه های جدیدی که از شهر همسایه دیده اند،حتماً آن عزیزان هم در نظر و عملِ خود تجدید نظر خواهند کرد. من بر این تغییر خیلی امیدوارم چون باید پاسخ مردم شریف و خون شهدا را بدهند.واز طرف دیگر بتوانند بدون سرافکندگی در شهر زندگی کنند.
    اکنون که موفقیت های خوبی را داشته ایم حاصل همین اتحاد بوده وباید ادامه داده وتقویتش کنیم. ان شاء الله تعالی

  12. +8

    گفتگوی برادر یا خواهر بدون اسم با صبح ظفر(دو کامنت آخری)، زیبا هستند. این رفتار و دیالوگ ، نشانه بلوغ و گفتمان عقلائی همشهریان عزیزم می باشد. به شما بابت این رویه تبریک میگویم.
    نظر صبح ظفر قابل اعتنا و توجه هستند. بنده ی حقیر با فرمایش ایشان مواف هستم.

  13. -23

    دکتر جان ، حرفهای زیبایی بود و نیت نازیبا . انشاا… شب بیست و سوم خیلی دعا کنید برای خودتون بلکه آمرزیده بشید . و خداوند از نیت اعمال و پیدا و پنهان آگاه است 

    1. +1

      نیت ئ اعمال دکتر که همون وجیزه ای هستش که نگاشتن نیت و عمل شماست که در خور تامل هستش

  14. +8

    هر کس گراشی باشد ، دفاع از حقوق گراش و هر مظلومی را زیبا و وظیفه میداند مگر اینکه …. باشد یا خود را به … فروخته باشد.

    1. +1

      ای کاش کمی از تراوشات فلسفی جناب رو هم شهروندان گراش چاشنی نطق هاشون بکنن . از نطق شما هم یاد گرفتیم که دفاع از گراش به هر بهانه ای باشد دفاعی مقدس است و بهایی زیبا دارد . و اگر در برابر قانون سر تمکین فرود آورد خودباخته است . 

    2. +2

      ناشناس لاری هستی بگو خوب

  15. +14

    آقایان لاری خواهشاً با اسم گراشی نظر ندهند

  16. +18

    به امید روزی که جراید اعلام کنند “لار تمام شد”

    1. +1

      انشاالله

  17. +6

    لار یب فیه ( لاریب فیه) هیچ شکی در آن نیس (-:

  18. -10

    میگم آمار بازدید این مقاله الکی نمیره بالا ؟ نکنه یکی همینطوری داره رفرش می کنه؟؟؟

  19. +6

    خداوند خیر دنیا وآخرت نصیبتان فرماید. پسندیدم

  20. -16

    در سایت خبرگزاری فارس آمده بود که آقای موسوی نماینده محترم لامرد و مهر به محض اعلام مغایرت تشکیل دو اداره کل در لارستان در شورای اداری لامرد با صلوات حاضرین همراه شد و بالاخره سجده شکر به جا آورده اند. 
    سجده شکر برای وصول نعمت است، از تبدیل دو اداره لارستان به اداره کل چه ضرری عاید مردم لامرد می شد؟ مگر از اداره کل راه و شهرسازی لارستان برادران لامردی کمال بهره برداری نمی نمایند؟ اگر این دو اداره هم به اداره کل تبدیل می شد، شما کمال بهره برداری را می نمایید.
    راستی حذف این دو اداره کل سجده شکر بود و یا کفران نعمت؟
    جایگاه شهرستان لامرد در ادارات کل استان فارس با ۲۹ شهرستان بیست و چندمین است؟ اما اگر زیرمجموعه جنوب فارس باشید؛ مانند اداره کل راه  و شهرسازی در اولویت دوم خواهید بود و بهتر می توانید رفع گرفتاریهای منطقه نمایید و خشنودی خدا و مردم را بهتر بدست آورید.
    راستی آقای قادری چرا با این برنامه ریزی بار استان فاری پهناور را سنگین تر می نمایند؟
    اگر اداره چندشهرستان از استان فارس جدا و مستقلا به کار ادامه دهند؛ آیا بار استان کمتر نمی شود؟ ومشکل شهرستان ها بهتر حل نمی شود؟ و استان بهتر نمی تواند به بقیه شهرستان ها برسد؟
    چرا علیه لارستان یک جبهه عمومی راه انداخته اید؟
    عاقلانه بیندیشیم و کامل تر نتیجه بگیریم.
    در برخی کامنتها اظهاراتی مبنی بر اینکه لارستان حق ما را خورده است به چشم می خورد.
    راستی مگر بعد از شهادت شهید نصیری لاری در حادثه ۷ تیرسال ۶۰ و انتخاب آقای علوی (که طلبه ای جوان و ناشناخته بود و با حمایت نیروهای بومی لار به مجلس راه یافت) و سپری شدن زمانی اندک لامرد به شهرستان مستقل تبدیل نشده است؟ و مگر قبل از انقلاب نیروهای فعال و متنفذ داخل لارستان لاری بودند که چنین اظهارات غیرمعقولی بیان می شود؟
    به طور قطع، هماهنگ شدن و کارها را به نفع تمام لارستان کهن انجام دادن بهتر از چنین حالتی است که با موضع گیری اخیر شما به وجود آمد و مردم لارستان را ناراحت  نمود و در دل عموم مردم از شما نقطه تاریک ساخت و به ضررو زیان مناطق خویش دست به کار شدید.

  21. +6

    کاملا صحیح است . احسنت دکتر جان

  22. +6

    فرمایش شما نشانگر اطلاعات اندک حضرتعالی است. ما به پیشرفت لار کاری نداریم. مبارکشان هم باشد. اما موضوع مهم برای شهرستانهای استقلال یافته ،منفعت وبقای خودشان است که البته لار هیچوقت طالب آن نبوده است.وقتی لار اداره کل شد یک از معانی آن این است که استخدام ها بالاکثریه سهم لار خواهد بود. نمونه اش همین ادره کل راه میباشد. معنی دیگرش صرف کردن اکثر بودجه های اختصاص یافته، برای لار و در راستای توسعه ومنفعت خود لارمی باشد!چرا اداره کل راه بیلان وآمار نمیدهد؟!ما که از منافذ تاریک اداره کل از طریق مجاری بالادستی خبر داریم، اطلاعاتمان را برای روز مبادا نگه داشته ایم. لازم شد رو خواهیم کرد. مردم عادی و شما از این آمارها که خبر ندارید!
    و دههامسئله دیگر. اگر سابقه لار ، قابل دفاع بود ، بنده همین قلم را در خدمت دفاع از عملکرد لاریها بکار میبردم. ولی حیف که هر چه فکر میکنیم، جز یکسونگری و…. ،چیز دیگری مشاهده نمیکنیم.
    برادر یا خواهر محترم(دبی)! من اگر جای شماها بودم، از مسئولین دیروز و امروز لار ونخبگان اتاق فکر لار میپرسیدم و باز خواستشان میکردم که چرا با تدبیر نادرست، باعث تضعیف لار شده اند؟برای یک بار هم که شده درست بیندیشید وبه نقد خویش و مسئولین خود بپردازید.مسئولین شما از دفاع همیشگی شما سوء استفاده کرده و شما را به خاک سیاه امروزی نشانده اند.
    ما حرفی نداریم که اداره کلی به لار بدهند ولو استحقاقش را نداشته باشد(مثل همین دو اداره کل کذائی). ما نمیخواهیم دوباره زیر نظر ادارات لار باشیم .همین!
    آقای منشی در یکی از سایتهای لار تعبیر پدر کشی بکار برده بود که فرزندان(شهرستانهای لامرد و گراش وخنج ..)در صدد کشتن پدر(لار) هستند! البته یادشان رفته بود که این پدر(رستم پوشالی) نیز همچون پدر شاهنامه(رستم داستانی) ،پیشتر، فرزند خود را از روی ناآگاهی وغرور کشته بود.نوش دارو بعد از مرگ سهراب ، حیاتبخش نخواهد بود.والسلام

    1. 0

      سلام دکترجان!

      درگذشته های دور بارها باهم بحث داشته ایم.دوستتان دارم وخاطرات دوران دانش آموزی وجبهه را فراموش نمی کنم.فقط یک مطلب را به حضرت عالی وهمفکران شما متذکر می شوم:می ترسم آنقدراین مخالفتها را ادامه بدهید که دیگران از راههای دور تر از گراش ولار حقوق مسلم منطقه خودمان را تصاحب کنند.آیا با چنین رویدادی هم موافق هستید؟رویدادی تلخ که در درازمدت خسارات هنگفت مالی،سیاسی و…وحتی جانی را برای کل مردم منطقه در پی خواهد داشت.آیا قبول نداریدکه توسعه اداری وسیاسی کلان در منطقه در مجموع به نفع کل منطقه است؟صرف نظر از اینکه محل استقرار عوامل مرکزیتی در کجا باشد.بنده آدم بی خبری نیستم.می دانم واطلاع دارم که درمجاورت وحواشی منطقه خودمان(بعضابیش از دویست کیلومتردورتر ازگراش)طرح وبرنامه دارند وخیلی جدی پیگیری می کنند که کل منطقه جنوب را به زیر سیطره خود بیاورند.آن وقت چه جوابی برای مردم مظلوم منطقه دارید؟آیاتضمین می کنید که با این مخالفت ها،ادارات کل درگراش مستقر می شوند؟یا نه!شما با لاری ها مخالفت می کنید به هر بهایی.حتی به بهای محروم شدن کل منطقه ازامتیازات ارتقای ادارات .امیدوارم از این واقعیت غفلت نفرماییدکه: مراکزمدعی دیگری درکمین نشسته اند تاازآب گل آلودناشی از اختلافات لاروگراش ماهی خود را بگیرند…

  23. +10

    واقعا درست میفرمایید جناب استاد مهرابی. سلام به همشهریان عزیزم
    وقتی بچه دبستانی و یا کلا مدرسه میرفتم واقعا از دست این معلمهای لاری زجر کشیدم البته نه همشون ولی اکثرشون. ولی آن موقع معلم گراشی زیادی نبودند و ما مجبور میشدیم با معلمهای لاری بسازیم. من الان گراش نبستم که بفهمم چه بر سرشما همشهربان عزیز میاید ولی دفعه قبل هم که به گراش آمدم برا تمدید گواهینامه ام مجبور شدم به لار بروم و دوباره با مشاهده رفتار ناپسند آنها به خودم یاد دوران مدرسه افتادم و با خودم گقتم دیگه اگر بمیرم هم برای کارهایم به لار نمیروم. شما همشهریها باید خیلی با هم متحد باشید تا بتوانید حق خود را از آنها بگیرید.

  24. +8

    بله واقعا مردم ما با پوست و گوشتشون تحقیر را احساس کرده اند/ البته زحمت معلم های دلسوز را هم از یاد نمیبریم و واقعا تکریمشان میکنیم.ما مردمی منصف و خداباور هستیم.

  25. +14

    هرکس مدتی بابرخی ازمسئولین لاری نشست وبرخاست داشته میفهمد که این حرفها عین صداقته!

  26. +9

    احسنت دکتر/ خدا پشت و پناه شما باشد.

  27. +5

    از همه عزیزان گراشی ، لامردی ،خنجی ،اوزی ودیگر مناطق که با کامنت ، تلفن و پیامک،ابراز همراهی فرموده اند، سپاسگزارم . امید است به حق شهید این ماه عزیز، حق در مکان اصلی خویش مستقر گردد. بعونه وکرمه!

  28. +7

    با تشکر از آقای دکتر ابراهیم مهرابی
    مدتها بود جای خالی شما استاد بزرگوار در کنار برادر گرامیتان و همچنین دکتر وقارفرد، به عنوان زبان گویای مردم گراش خالی بود.
    خوشحالیم از حضورتان

    1. +1

      دانشجو عزیزممنون از لطفتون
      البته بنده یک لحظه هم از مسائل گراش فارغ نبوده ام اما شیوه کاری بنده بیشتر کار در پشت صحنه و پشت سر استاد اخوی است. دوستانی که بصورت علنی پیگیر مسائل هستند از نقش حقیر خبر دارند اما دوست دارم بیشتر به این شیوه عمل کنم.این شیوه سی ساله ام است.
      پاینده گراش

  29. +14

    استاد مهرابی عزیز: سلام دکترجان!

    درگذشته های دور بارها باهم بحث ومذاکره داشته ایم.به شماارادت دارم وخاطرات دوران دانش آموزی وجبهه را فراموش نمی کنم.فقط یک مطلب را به حضرت عالی وهمفکران شما متذکر می شوم:می ترسم آنقدراین مخالفتها را ادامه بدهید که دیگران از راههای دور تر از گراش ولار حقوق مسلم منطقه خودمان را تصاحب کنند.آیا با چنین رویدادی هم موافق هستید؟رویدادی تلخ که در درازمدت خسارات هنگفت مالی،سیاسی و…وحتی جانی را برای کل مردم منطقه در پی خواهد داشت.آیا قبول نداریدکه توسعه اداری وسیاسی کلان در منطقه در مجموع به نفع کل منطقه است؟صرف نظر از اینکه محل استقرار عوامل مرکزیتی در کجا باشد.بنده آدم بی خبری نیستم.می دانم واطلاع دارم که درمجاورت وحواشی منطقه خودمان(بعضابیش از دویست کیلومتردورتر ازگراش)طرح وبرنامه دارند وخیلی جدی پیگیری می کنند که کل منطقه جنوب را به زیر سیطره خود بیاورند.آن وقت چه جوابی برای مردم مظلوم منطقه دارید؟آیاتضمین می کنید که با این مخالفت ها،ادارات کل درگراش مستقر می شوند؟یا نه!شما با لاری ها مخالفت می کنید به هر بهایی.حتی به بهای محروم شدن کل منطقه ازامتیازات ارتقای ادارات .امیدوارم از این واقعیت غفلت نفرماییدکه: مراکزمدعی دیگری درکمین نشسته اند تاازآب گل آلودناشی از اختلافات لاروگراش ماهی خود را بگیرند…

  30. +6

    مسئولین ونخبگان (!!)لاری متوجه بد اخلاقی خود نیستند. کاش قدر نعمت هائی که گراشی ها برایشان فراهم کرده اند میدانستند. تصور کنید دو روز بازاز لار از خریداران گراش محروم بماند. والله همین بازاریهای لار خانه را سر مسئولینشان خراب میکنند. اما متاسفانه این طرح عملیاتیش نمیکنیم. کاش بصورت موقتی یکی دو روز اجرا میکردیم.

  31. +2

    سلام جناب ایلیای عزیز!
    اگر بنده را از نزدیک میشناسید(که ظاهراً اینطور است)همیشه در صدد رشد، توسعه و پیشرفت متوازن منطقه و استان بوده و خواهم بود.مخالفت بنده و امثال بنده که الحمدلله کم هم نیستند، با هژمونی و تداوم سیطره بی قواره لار بر منطقه است. برای حل مشکل لازم است لاریها دست از سیطره طلبی بر دارندو برای اثبات صداقت خود، مسئله محدوده، استقرار ادارات در گراش،بومی تلقی شدن افراد جویای کارهر سه شهرستان در استخدامهای سه شهرستان و…را حل کنند تا ما بازهم به لار خدمت کنیم،همچنانکه از دیر باز اقدامات گراشی ها برای لار موثر بوده، از ساخت بازار قیصری لار گرفته تاآخرین آن که شهرستان ویژه شدن باشد، این آخری به همت آقای حسنی صورت پذیرفت!
    ضمناگناه دادن یا ندادن ادارات کل به گردن بنده ومثل بنده نیست. مردم لامرد با نماینده اشان، مردم گراش،نمایندگان استان فارس و…. مخالفت کرده ودر مقابل طرح ایستاده اند.
    لاری ها اگر راست میگویند چرا نخبگان را به یک جلسه همدلی و توافق دعوت نمیکنند؟!
    ما بارها اعلام کرده ایم تا نماینده محترم و نخبگان لاری به گراش تشریف بیاورند و جدی و انتقادی ولی با سلوک اسلامی گفتگو کنیم تا شاید بتوان نقشه راهی برای برون رفت از معضل کنونی پیدا شود. چرا نمی آیند؟
    حقیقتا، ما با ادارات کل لار مخالف نیستیم ولی اینکه باز ادارات گراش زیر نظر لار بروند مخالفیم مگر اینکه پروتکلی بین سه یا پنج شهرستان امضاء شود و همه به آن پایبند باشیم تا امتیازات به تناسب معقولی بین آنها تقسیم شود. نمیشود بر دوش ما، آنان به امتیازات برسند.
    بنده از مشارکت شما در یک گفتگوی مجازی تشکر میکنم. به امید باز شدن درهای گفتگوی عینی و مفید.بعونه و کرمه
    ایلیا حدس میزنم که کدام دوست جبهه ای بنده هستید پایدار باشید

  32. +13

    حاج ابراهیم عزیز!سلام برشما.این نکته را تکرار می کنم که:متاسفانه مصیبت بزرگ واساسی دیروز وامروزمردم منطقه این است که:نیروهای تاثیر گذارلار وامروزبدتر از آنها گراش دیگر مردم منطقه را به حساب نمی آورندونمی دانندوظاهرا نمی خواهندبدانند که خارج ازپیله تارعنکبوتی آنان آدمهای زیادی هستند که خیلی بیشتر وبهتر از خیلی از آنان می فهمند وتشخیص می دهند.امروزاصرارعزیزان گراشی برعملکرد وموضع مخربشان واقعا نا امید کننده است به نحوی که کل منطقه را برسر اختلافات سنتی شان با لاری هابه ورطه نابودی وقهقرامی کشند.می دانم کسانی در گراش هستندکه به خوبی به این تشخیص ونتیجه رسیده اند ولی درمیان هیاهوی جنجال سالاران بی منطق (که علاوه براختلافات پیشینه ای موجود به احتمال زیاد به نحوی تحت تاثیر بازیگران فرامنطقه ای هم هستند)صدایشان به جایی نمی رسد.بعضی از عزیزان گراشی (احتمالا ازجمله حضرت عالی) به دلیل جو سنگین احساسات کاذب وتعصبات به ناحق ایجاد شده شاید از این حرف حق رنجیده خاطر شوند.اما راهی جز بیان حق نداریم، زیرافرصت هابه سرعت درحال گذر هستند واستفاده مراکز فرامنطقه ای از وضعیت موجودراتهدیدی جدی برای منطقه می بینم.امیدوارم همه(لار وگراش) بیدار شوند وبرادرانه ومنصفانه پای صحبت هم بنشینندواوضاع را از این بن بست فاجعه بار بیرون بیاورند

  33. +1

    ایلیا -فعلا تلاش برای نجات از دست گرگه -اخه اگه بازم چنگ یه حیوون دیگه بیفتی مطمینا درنده تر از گرگ در کره زمین وجود ندارد .پس این اقدام کاملا منطقی و عقلانیست .

  34. +9

    دوست عزیزم حاج ابراهیم خیلی گراشی قلمتان را می ستایم اما مطالبتان را اندکی گراشی میپندارم وتوقع گسترده تر شدن حوزه ی نگاهتان رادارم وفعلا قصد نقدآنرا ندارم هرچند نقدفراوانی برآن وارد میدانم آنچه وادارم کرد سلامی داشته باشم گفتمان دوستانه تان با دوست فرهیخته ی مشترکمان ایلیا بودو آن اینکه فرموده بودید درفرازی فرمانداری ویژه به همت حسنی (وکیل الگراشی)بود شما خود خوبتراز من میدانید که این حرفی احساسی وبی عقبه است آیا مدرکی دال بر نیت حسنی برویژه شدن لار قبل از شهرستانی گراش دارید؟ که ندارید پس بی عقبه است . اگر میخواهید بدانید بشنوید این نبودجز تدبیر هیات بلند پایه اعزامی به منطقه از نمایندگان ویژه رهبری معظم _ دولت (عدات محور)_مجلس وروحانیت سوپاپ اطمینان (لا
    ر اوز بیرم خنج )وهمه ی شوراهاغیر از گراش در بیت مرحوم آیت الله العظمی آیت اللهی (ره)تا اندکی ازبار اقدام غیر عادلانه ومصداق تبعیض دولت باصطلاح عدالت محور بکاهد وبه خواست واجماع حاضران باآبروداری برای دولت اسلامی گراش شهرستان بماند ولی با آلتر ناتیوی تنها دهستان از قبل بخش شده ایکه شما گراشیها اعلام آنرا با هماهنگی با فرماندار وقت لار به بهانه تنش دار بودن به تعویق انداخته بودید. زیرا بقول شما فلاسفه به حکم ( السنخیه عله الانضمام )بین اوز وبیرم با گراش هیچ سنخیتی وجود نداشت و ندارد وحتی تنها بخش فعلی شهرستانتان نیز با شما بخاطر در پیش گرفتن همان معامله ی لاریها با خودتان برایتان به برچسب ناچسبی تبدیل کرده اید وپس از دوسال از ارتقائش نه تنهاهیچ اداره ای درارد مستقر نشده که فرزندان جویای کارآنها را هم در تقسیم فرصتها بومی نمی دانندومعاون فرماندارش را فقط چون اردی است برغم لیاقت بالایش بر نمی تابند این درحالی است که سراسر فرصتهای اندک تا این لحظه را خود گراشیها ربوده ونه تنها اردیها که فداغیهای هم سوی دیروز هم بی بهره مانده اند این را مشفقانه گفتم تا در چاهی نیافتید که لاریها افتادند ……. اللهم وفقنا لما تحب وترضی

  35. -2

    خوب! داره کم کم بحثها جدی میشه/ ما که حضرت عباسی تعصبی نداریم. لار رشد کنه ، لامرد رشد کنه ولو با حکم نا پخته دولت سابق و.. . ما سیطره نابخردانه لار را نمیخواهیم .این تعصب نیست اخوی !اسم این غیرته! چون امتحانشون را پس دادن. ما اعلام یک گفتگوی جدی کرده ایم. کو ؟ برادر عزیر حرف هایی میزنی که گویا فراموشتان شده. میدانید که از زمان تاسیس فرمانداری لار حتی یک نفر گراشی در آن واحد کار نکرد. ولی دو روزه فرمانداری گراش مستقرشده و برادر ی محترم از ارد در آن جایگاه کار میکنند. این را که نمیشود انکار کرد. اگر روزی ادارات گراش بر مشی لار عمل کنند، قطعا از نظر بنده اشکال دارد.
    دوست عزیز!صدتا فحش (کورکورانه، تعصب، تحریک شده و…)هم که به ما دادی! اشکالی نداره. باز هم جاداره. این روی فحش های قبلی!اینجوری برادران لار از شما راضی تر میشن و پستی ، امتیازی ، چیزی بهتون میدن. خوبه دیگه !
    لطفا تمام سخنان بنده را مطالعه بفرمائید. ما یک جنبه نقد بر رفتار حضرات داریم ویک بخش پیشنهادی( یعنی لا اله داریم و بعدش هم الا الله را داریم). این تواضع ها و دعوت به همدلیها اول بار ۳۰ سال پیش ما خودمان مطرح کرده ایم ولی اکنون بعداز مرگ سهراب ، دیگران پا پیش گذاشته و مطرح میکنند. بازهم اشکالی ندارد. آقایان لار بیایند ومطالبات ما را بدن ، ما با آنان همدلی میکنیم.
    ضمنا نامه معاون اول رئیس جمهور جدید آب پاکی روی دست افراد ریخته و طرحهای بازاری ، خیابانی و جیغ ودادی را ملغی اعلام کرده است.
    ما هم ادعا نکرده ایم که بهتر از دیگران میفهمیم ولی ادعا کرده ایم که مطالب و انگیزه های پشت پرده را خوب میدانیم. این را تحلیلهای بنده حتی در مسائل کلان کشوری اثبات میکند. گذر رمان کمک میکند به انسانها تا خود و قدرت تحلیلشان را محک بزند. البته به شما دوست عزیز و همکار سابق احترام میگذارم وبرای نظرتان ارزش قائلم ولی اگر خواسته باشید با این ورودیه، دل ما را به سمت لار نرم کنید، رسما اعلام کنم که نمیشود مگر اینکه مطالبات بحق کل منطقه را بپردازند!
    این را هم بگویم که طرف خطاب ما مردم لار نیستند بلکه مسئولین آنها است. من بیشترین دوستانم لاری هستند و به آنها احترام فوق العاده ای میگذارم!
    به امید توسهع و پیشرفت متوازن وهمه جانبه (چهار) شهرستان لار، گراش خنچ و…

  36. +2

    اقای با انصاف -درمورد شهرستانی ویزه لار بهتر است نه به حرف گراشیها گوش دهی نه لاریها
    لطفا به نامه های دفتر اقای حسنی و تاییدیه وزارت کشور رجوع کنید تا بدانید چه کسی و در چه تاریخی شهرستانی ویزه را برای لار گرفته است -واما در مورد نیروهای بومی و غیر بومی گراش -پیشنهاد میدهم سری به فرمانداری و ادارات تازه تاسیس گراش بزنید و یک مقایسه عینی داشته باشید از ترکیب نیروهای گراشی و غیر گراشی -بیش از ۵۰%از نیروهای غیر گراشی هستن -لطفا همچون اسمتان قضاوت کنید – البته گفتم ادارات تازه تاسیس چون اگر به ادارات و سازمانهایی که قبل از شهرستان شدن سر بزنید با ترکیب ۲درصذ گراشی و ۹۸درصد غیر گراشی بخصوص لاری مواجه میشوید

  37. +2

    برادر دوبی!
    در باب کمک لار به انتخاب(طلبه ناشناخته!!) علوی باید عرض کنم که برگردید به تعداد آراء علوی در شهر لار یک نگاهی بیندازید. احتمالا از فرمایشات خودتون به خنده بیفتید.
    در طول انتخاباتهای پیشین که لار و لامرد دو سوی این جریان بودند باتوجه به ترکیب و تناسب جمعیتی ، رای گراش سرنوشت ساز بود.این امر تا انفکاک آن دو ادامه داشت.

  38. +8

    استاد عزیزدکتر مهرابی بنده جسارتهای ردیف شده ی در پاسخ جناب مستطاب را هرگز به کار نبرده وبخوبی میدانم که ازجمله شاخص های بارز بازدارنده توسعه مداحی وفحاشی است وحتی مدح نیزبرابرآموزه های ولوی منقبتش پسندیده است لذا اگر ازمتن بنده چنین برداشتی میگردد عمیقا از شما دوست عزیز عذرخواهی میکنم و چون شما دارای ظرفیت ومتفاوت با سایر همشهریانتان میدانم این دل نوشته را تقدیم کردم تا به چاه عمیقی جون شما خطاب کرده باشم وبس …. اللهم وفقنا لما تحب وترضی

    1. 0

      آقای با انصاف
      امروز که اثار رفتار گذشته رو دارین می بینین افتادین به ناله کردن و دم از منافع می زنین که یکی از جایی دیگه میاد و می بره
      بد نیست حالا که زمین خوردین برگردین و به گذشتتون نگاه کنین
      ببینین مردم منطقه چی از شما می خواستن و چی بهشون می دادین
      بدبختی شما اینه که هنوزم اون رفتار رو ادامه می دین و هر روز بیشتر مخالف پیدا می کنین
      از خودتون هستش که بر خودتونه

  39. +1

    بنده مخلص انسانهائی هستم که نه مدیحه سرائی میکنند ونه توهین!بلکه بر مدار واقعگرائی عقلانی واعتدال پسندیده شرعی، مشی میکنند.بنده در بین همین مردم خوب ، دوست داشتنی و صبوروتحت تعلیم کوهی از ایمان(پدر و مادری بی سواد ولی خوش بینش)رشد کرده ام.پدری که در مقام ابراهیم(ع) نیت کرد که اگر خداوند پسری به او عطاکرد نامش را ابراهیم بگذارد تا بر سلک ابراهیم(ع)با کژی و ظلم مبارزه کند و نانش را به مدحِ حشمت و حکومت و دولت، ویا تخریب ناحق دیگری گره نزند.
    من از حسن ظن شما سپاسگزارم.
    به یک دو بیت از شعرهایم بمناسبت هفته معلم توجه بفرمائید:سلوک ما ازاین سنخ است.
    نه اهل مجیزیم ونه مداح ریائی
    کوبیم سر خصم زبون تا بتوانیم
    صدعشوه چوآغاز کند دختر گیتی
    ماغَنج ودلالش به پشیزی نستانیم

    1. +6

      سلام دوست عزیز خدای راقم تقدیر سرنوشت ما رابه عاقبت ابراهیم (ع) حنیف اول المسلمین گرهی ناگسستنی تراز امروزمان بزند و حرکت بر مداررضایش راازما نستاند به مجده وکرمه ان شاءالله اللهم وفقنالما تحب وترضی پیشاپیش عید سعید بندگی برشما خجسته باد و دوجهانی باشید ..والسلام علیکم ورحمه الله وبرکانه

    2. 0

      ان شاء الله تعالی/ جهانی بی مکافات و آخرتی بی مجازات را برای خود وشما طالبم.
      متقابلا تبریک بنده را هم پذیرا باشید.شاد وپاینده بمانید، آمین یا رب العالمین!

  40. +6

    در پاسخ گراشی جناب ما نان عمل به تکلیفمان را می خوریم وشما نتیجه ی دست وجیب بازیتان ما دلمان را سراپرده محبت کسانی کرده ایم که بهرهای محضرشان معنوی است و گردنمان زیر بار منت احدی در هیچ عالمی نیست وشما به همین ملاکهای اعتباری قانع باشید چون فکر هرکس به قدر همت اوست وکسی که این است سطح فکرش اتهام زدن به دیگران حداقل رویه ی اوست توهم شما را گرفته وخیال میکنید در اوج هستید اما متوجه باشید ومحاسبه گرکه دیر یازود خواهید گذاشت ئگذشت …….وآنجاست که دریافت نتیجه ی اجحاف وتبعیض چه سخت ودردناک خواهد بود ……. اللهم وفقنا لما تحب وترضی

  41. +2

    عین حقیقت است دست شما درد نکند

  42. 0

    ممنون برادر عزیز فداغی

  43. +2

    زنده بادحمزه وابراهیم و…. طبق اصل ۴۴ بایدتقسیم شود.عدالت ازنظرفلاسفه ومنطق وامام و قران هیچ انسانی بردیگری برتری ندارد.

    همه ازهمان نطفه ایم ولی الان شهرهاازنطررشد وبالندگی همه توسعه پیدا کرده اند این از عطمت خداست . پس با یاداودلهاارام بگیردبهتره یابا ترس و…

  44. +11

    درود بر شهدای گلگون کفن گراش
    * ای کاش عزیزان گراشی که این همه فریاد واگراشایشان گوش فلک را کر کرده است واز ظلم وستم لاری ها می گویند وامروز هم به همین بهانه با لاری ها بنای لجاجت گذاشته وکل منطقه را از توسعه وپیشرفت محروم می کنند،! یک نیم نگاهی هم به کارنامه سیاه خودشان در رابطه با ارد می انداختند…که چگونه سالیان متمادی جلوپیشرفت ارد را سد کرده بودند که قضیه اش خیلی مفصل است ومی دانم که اکثریت گراشی هاوخیلی از مسوولین غیرگراشی از این مسائل بی اطلاع هستندوامروز هم همچنان این رویه نامیمون ادامه دارد…فقط به چند مورد اشاره می کنم.باوجود اینکه سه سال از ارتقای ارد به بخش (درتابعیت گراش) میگذرد،عملا تغییری واقدامی از طرف مرکزشهرستان برای توسعه ارد صورت نگرفته است.ادارات وموسسات دولتی موجود در ارد مربوط به دهه ی ۶۰ وسالهای قبل از قرارگرفتن ارد درتابعیت گراش است.جالب اینجاست که بعضی از مراکز دولتی حتی حذف یا تضعیف هم شده اند.آسفالت کوچه های ارد متعلق به سال ۱۳۶۷ است -هنوز خیابان اصلی ارد رودخانه ای بیش نیست .علی رغم گذشتن خط انتقال آب سد سلمان از ۱۲ کیلومتر ارد ،هنوز مردم ارد صاحب آب آشامیدنی نیستندوهکذا قصه گاز رسانی وصدها مشکل دیگر…امیدوارم مسوولان شهرستان واستان به وضایف قانونی وانسانی خود در قبال مردم مظلوم ومحروم ارد عمل نمایند.مردم شریف وصبور بخش ارد منتظرند ورفتارمدعیان گراشی ومسوولان را زیر ذره بین دارند. والسلام.

  45. +6

    به دوست عزیز اردی حق میدم. واقعا جایگاه ارد و فداغ باید بالاتر از اینها باشه.ولی مطمئن باشید گراشی‌ها مقصر نیستند. کوتاهی بعضی مسئولان و بعضا سنگ اندازی لاری‌ها در مسائل شهرستان نوپای گراش که میخوان بین گراش و ارد و فداغ اختلاف بندازن و تکمیل نشدن چارت اجرایی شهرستان باعث این مشکلات شده که امیدوارم در دولت جدید حل بشه و ارد و فداغ هم به حقشون برسن.انشاالله

  46. +11

    در پاسخ به عزیزمان:(من)این نکته خیلی مهم راباید عرض کنم که:پیوند های خویشاوندی،عاطفی، تاریخی،برادری وحسن همجواری وهمسایگی بین مردم ارد وفداغ آنقدر محکم است که هیچ کس حتی گراشی ها هم نمی توانند در آن خللی ایجاد نمایندتاچه برسد به لاری ها.البته ما هرگز سراغ نداریم وندیده ایم که لاری ها بین این مردم اختلاف ایجاد کنند.بله!اززمانی که گراشی ها در موضوع تقسیمات کشوری فعال شدند تلاش کردند که بین مردم این دومرکزمهم شیعی اختلاف وتفرقه بیندازند وتا حد زیادی هم توانستند روابط آنها را سرد کنندولی خداراشکر که بزرگان هردوقوم عاقل بودندوفریب بعضی تفرقه افکنان ازخدا غافل را نخوردند.مردم فداغ و ارد همچون گذشته درجهت کسب رضای الاهی درغم وشادی هم شریک هستند وخواهند بود.افسوس که این واقعیت راخیلی ها درک نمی کنندوشاید برای بعضی ها هم نا خوشایند باشد!!! «اتقواالله وکونوا مع الصادقین»

    1. +5

      دوست عزیز تا جایی که من دیدم لاری‌ها از هر راهی که تونستن به گراش ضربه زدن که یکی از این راه‌ها اختلاف انداختن بین گراش و توابع گراش بود. خوشحالم که ارد و فداغ تا این حد اتحاد دارن و روابط حسنه است. مردم گراش و ارد فداغ همه در مجموعه یک شهرستان هستند و از دیرباز با هم پیوندهای خانوادگی و خویشاوندی دارن. خیلی از اقوام من تو ارد هستن و خدا رو شکر رفت آمد زیادی هم داریم. اما متاسفانه مسئولین گراش که اغلب غیر گراشی هم هستند حق این برادری و خویشاوندی رو بجا نیاوردن و انتظارات ارد و فداغ رو ادا نکردن. نمونه‌اش بخش شدن فداغ که از طرف مسئولین گراش همکاری نمیشه و فداغی‌های عزیز خودشون مصرانه پیگیر هستن و امیدوارم زودتر به نتیجه برسه تا این ارتقاء آغازی برای رسیدن توابع گراش به جایگاه شایسته باشه. همچنین مشکلات بخش تازه تاسیس ارد هم در شهرستان تازه تاسیس گراش رفع بشه.

  47. +5

    سلام

    ،
    هرچند درحال حاضر دور ازمنطقه هستم ولی از طریق فضای مجازی وتماس با دوستان وآگاهان محلی مسائل منطقه را جدی پیگیری می کنم. ضمن تایید فرمایشات صادق اردی عزیزوتشکر از ایشان به خاطر بیان خیلی خوب واقعیات منطقه محروم ارد،باید عرض کنم که وضعیت فداغ هم بسیار بدتر از بخش ارد است . مافداغی هافریب گراشی ها را خوردیم وسالیان متمادی کورکورانه از آنها تبعیت کردیم وآنها فقط ازموقعیت ما برای پیشرفت خودشان سوء استفاده کردند.
    حالا هم خوشحال شدیم که قراره چندتا اداره کل در منطقه ایجاد بشه،گفتیم لااقل راهمان به ادارات کل نزدیک تر میشه، گراشی ها با همکاری لامردیها خرابش کردند.امیدوارم گراشیها ازخدا بترسند وبیش از این حقوق و منافع مردم منطقه را فدای اختلافاتشان با لاری ها نکنند.

نظر -49 - 0 از 47اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه